:: وظيفه ي ما يادگيری و خداگونه شدن از طريق دانش است ::

دوستان....مي خوام يه پيام بهتون بدم.يه پيامی که از اساتيده ما در آسمونها براي راهنمايي انسانها گفته شده.بايد متذکر شم که همانا قرآن کتاب آسمانيه ما و تنها گنجينه ي کامليست که براي راهنمايی انسان از جانبه خدا به زمين فرستاده شده.
اين پيامی که اينجا براتون اوردم...از جانب استادان ماست.
کسانی که از نظر طبقاتی از ما بالاتر هستند.يه جايگاهی بين ما و امامان و فرشتگان.
شايد درست متوجه نشيد که منظورم از "استادان"...چيه.هيچ اشکالی نداره...
شما فقط اينو بايد درک کنيد که اين حرفا از يک منبع پيشرفته صادر شده.کسانی که از نظر درک و عقل و شعور، مثل ما انسان ها در قيد و بنده اين کالبده مادی، اسير نيستند. اينو همه مي دونيد که اگه روح انسان از اين حالت جسمانی در بياد...خيلی بيشتر مي تونه هستی رو درک بکنه.چون در اون موقع سطح آگاهيش چند برابر ميشه.يا به عبارتی ضمير خود آگاهش فعال ميشه.
نميخوام زياد در اين مورد بنويسم.که وقتتون گرفته بشه.زودتر برم سره اصل مطلب بهتره.
خواستم اينو بهتون بگم که منظور از "استادان" کسانی هستند که از نظر آگاهی، حتي از ضمير خود آگاه ما،آگاهترند.
پس خوب به حرفاي اونا توجه كنيد.ببينيد اين حرفا مي تونه شما رو متحول کنه که از همين امروز که اينارو خونديد هدف اصلی زندگي...يا بهتر بگم هدف اصليه از آفرينش بشر رو، هدفه اصليه خودتون، تو زندگی قرار بديد...يا نه ؟؟

 

***

عقل انسان به کندی عمل ميکند.علتش اين است که دانش ذهنی که به سهولت کسب ميشود، بايد به دانش حسی يا ناخودآگاه تبديل شود.
به محض آن که تبديل شود، براي هميشه حک مي شود.تمرينهاي رفتاری کاتاليزور ضروری جهت انجام اين عمل است.مفهوم "دانش" بدون عمل، رنگ مي بازد و محو مي شود.دانش نظری بدون تمرين عملی نيست.
امروزه تعادل و هماهنگی ناديده گرفته مي شود.هر چند که اساس عقل است.انسانها همه کار را به افراط مي کنند.مردم اضافه وزن دارن چون پرخوری ميکنند. ورزشکاران(دونده ها) وضع و حال خود و ديگران را ناديده مي گيرند و به افرط مي دوند.مردم همه چيز را به افرط قصد مي کنند.زياده خوشگذرانی مي کنند، به افرط يا به تفريط تفريح مي کنند.زياده حرف مي زنند بی آنکه معنی داشته باشد.زياده نگران مي شوند.افکار افراطی فراوان است.يا هيچ يا همه چيز.اين روش طبيعت نيست.
در طبيعت اعتدال وجود دارد.جانوران به تعداد کم نابود مي شوند.نسبت موجودات زنده با محيط حفظ مي شود و حيوانات به تعداد زياد نابود نمي شوند.گياهان مصرف مي شوند و بعد دوباره مي رويند.منابع غذايی کاهش مي يابد و سپس دوباره پر مي شوند.از شکوفه ها بهره جويی مي شود، ميوه ها خورده مي شوند، ريشه ها ابقا مي شوند.نوع بشر، اعتدال را نفهميده، چه رسد به اينکه به آن عمل کند.راهبر انسان ها طمع و جاه طلبی است و ترس هدايت شان مي کند.به اين ترتيب سر انجام خود را نابود خواهند کرد.امّا طبيعت به حياتش ادامه خواهد داد، حداقل گياهان باقی خواهند ماند.


شادی حقيقتا ريشه در سادگی دارد. گرايش به زياده روی در فکر و عمل، شادی را از ميان مي برد.افراط بر ارزشهاي اصولی سايه مي افکند.مردمان ديندار به ما مي گويند " خوشبختی در سرشار کردن قلب ها از عشق، ايمان و اميد است.در نيکوکاری و مهربانی است ".در واقع حق با آنهاست.چنين طرز برخوردی با ديگران، معمولا اعتدال و هماهنگی به دنبال دارد.اين يک وضعيت جمعی " بودن " است.در چنين روزهايی، آنها در وضعيت متحول شده ي آگاهی هستند.گويی انسان تا زمانی که روي زمين است در وضعيت طبيعي خود قرار ندارد.بايد به وضعيت دگرگونی و تحول برسد تا خود را از عشق و نيکوکاری و سادگی سرشار کند، تا پاکدامنی را احساس کند، تا خود را از شر ترس های ديريه رها کند.

سئوال: " فرد چگونه به چنين وضعيت تحولی، اين سيستم ارزش هاي ديگر، مي رسد ؟؟ و هنگامی که برسد، چگونه در اين وضعيت باقی بماند ؟؟ "
اين وجه مشترک همه ي اديان است.انسان فناناپذير است، و آنچه ما اکنون انجام مي دهيم، يادگيری درس هاست.همه ی ما در مدرسه هستيم.اگر بتوانيد فناناپذيری را باور کنيد، همه چيز ساده خواهد بود.

سئوال: " اگر بخشی از وجوده انسان ابدی است، که شواهد و سوابق زيادی براي چنين طرز فکری وجود دارد، پس ديگر چرا چنين به يکديگر بد مي کنيم ؟؟ چرا به خاطر منافع خودمان پا بر سر ديگران مي گزاريم در حالی که با اين کار عملا در امتحانات رفوزه مي شويم ؟؟ "
همه ي ما در نهايت به يک جا خواهيم رفت، هر چند با سرعت هاي مختلف.هيچ کس بزرگتر از ديگری نيست.

درس ها را مد نظر داشته باشيد.از نظر ذهنی پاسخ ها هميشه در دسترس بوده اند، امّا بايد با عمل به آنها تحقق بخشيد.بايد با حس کردن و عمل به مفهوم آنها، براي هميشه در ناخود آگاه مان حک کنيم.کليد طلايی همين است.
حفظ کردن مفاهيم معنوی در مدرسه های روز يکشنبه کافی نيست.بيان خدمت، بدون عمل کردن به آن ارزشي ندارد.خواندن و حرف زدن در باره ي عشق و نيکوکاری و ايمان آسان است.امّا انجام آن، احساس آن، نيازمند وضعيت متحول شده ي آگاهی است.وضعيت هاي مشابه گذرايی که به وسيله تحريکات و آلقائات مواد مخدر، الکل، يا هيجانات غير مترقبه دست دهد، بی فايده است .وضعيت ماندگاری که با دانش و درک مي توان به آن دست يافت ارزشمند است.اين وضعيت با رفتارهاي مادی ابقاء مي شود، با عمل کردن و نياز داشتن، با تمرين کردن.بايد مفهومی تقریباً عرفاني را با تمرين مداوم به عمل آشنا ي هر روزه مبدل كنيم، به يك عادت مبدل کنيم.

بفهم که هيچ کس از ديگری بزرگتر نيست.آن را احساس کن.کمک کردن به ديگران را تمرين کن.ما همه در يک قايق پارو مي زنيم.اگر همه با هم پارو را نکشيم، به طرز وحشتناکی تنها خواهيم شد.


زندگی ورای حواس پنجگانه ي ما ادامه دارد.پذيراي دانش جديد و تجربيات جديد باشيد.

" وظيفه ي ما يادگيری و خداگونه شدن از طريق دانش است "


راه همه در اساس يکی است.همه ي ما بايد تا زمانی که در قالب مادی هستيم، افکار و نگرش هاي خاصی را ياد بگيريم.بعضی از ما در پذيرش آنها از ديگران سریع ترند.کارهاي خير، اميد، ايمان، عشق... ما همه بايد اين چيزا ها را ياد بگيريم و خوب هم ياد بگيريم.فقط يک اميد، يک ايمان، و يک عشق ساده نيست، بسياری چيزهاي ديگر در هر يک از اينها جا مي گيرد.براي نشان دادن شان راه هاي بسياری وجود دارد.و با اين حال ما فقط به يک خرده از هر کدام چسبيده ايم...
کسانی که به دستورات مذهبی عمل مي کنند، از همه ی ما نزديک تر شده اند، چون آنها پيمان پاکدامنی و اطاعت بسته اند.آنها بسياری چيزا را کنار گذاشته اند،بی آن که چشمداشتی داشته باشند.بقيه ي ما در قبال رفتار هاي مان خواهان پاداش و جايزه ايم...در حالی که پاداش در كار نيست،نه آن پاداشی که مورد نظر ماست.پادش در انجام خود آن کار است، منتها انجام بی چشمداشت ...انجام بدون خود خواهی.

 

اين مطالب برگرفته از کتاب " استادان بسيار زندگي هاي بسيار " اثر دکتر بريان ال . وايس مي باشد.

 
***

...در آخر از شما مي خوام كه حسابي به اين مطالب فكر كنيد.ببينيد واقعاً منظور از اين پيامها چي مي تونه باشه.
ببينيد مي تونيد از همين امروز زندگي خودتون و متحول كنيد....ببينيد مي تونيد دنيا رو خيلي وسيع تر ببينيد....
اين مطالب چه تغييراتي در درونتون بوجود اورده.از امروز مي تونيد طوري رفتار كنيد كه همه از شما راضي باشند ؟؟...
آيا مي تونيد آدم خيري بشيد كه فقط براي رضاي خدا به هم نوعش كمك مي كنه نه براي گرفتن دستمزد يا پاداش از اون ؟؟...

متأسفانه اكثراً زندگي ساختن را ياد گرفته اند اما نه زندگي کردن رو...

   
Copyright © 2005 Farshad7.com All Rights Reserved