در بحث مقدماتي گفتگويي با ابا عبد لله انجام
گرفته شد و نهايتا بدين نتيجه رسيدند كه همه سختيها و مصيبتهايي كه حسين و
ال حسين متحمل شدند همه تنها به خاطر
نماز
بود.
اما چرا؟ مگر نماز چيست؟
در نماز چه چيزي نهفته كه ما از ان غافليم و ان را در نمي يابيم؟
در حديثي از امام محمد باقر عليه السلام داريم:
زماني كه انسان وارد صحنه قيامت ميشود ابتدا به نماز او توجه ميشود اگر
نماز او مقبول حق واقع شد بقيه اعمال هم قبول اما اگر نماز وي رد شد همه
اعمال رد ميشود. همه اعمال!
بنده زماني كه با رد شدن نمازش مواجه مي شود خطاب به خداوند مي گويد:
ربنا روزه ام، حجم، زكاتم، خمسم همه رد؟
خداوند مي گويد: بله همه رد چون نمازت رد شد.
مجددا سوالم را تكرار مي كنم همه فكر كنيد
ببينيد آيا مي توانيد جوابش را پيدا كنيد يا نه؟
در نوشته هاي آينده به اين سوال پاسخ خواهيم
داد و اين مي تواند يك خود آزمايي براي همه باشد.
و اما خود ازمايي:
چگونه مي شود كه انسان كارهاي خوب بسياري بكند نماز هم بخواند، روزه هم
بگيرد با همه اين تفاصيل فرداي قيامت نماز او قبول نشود و به همين خاطر همه
اعمال او رد شود؟
در ادامه بحث مقدماتي گفتگويي با حضرت جل و علي در رابطه با كلاس نماز،
كلاسي كه معلم آن حضرت خدا و شاگردان اين كلاس همه كساني هستند كه رو به
كعبه به قيام ايستاده و تكبير مي گويند ترتيب مي دهيم.
در روايت است كه
اي انسان اگر مي خواهي با خدا سخن بگويي نماز بخوان و اگر مي خواهي خدا با
تو سخن بگويد قران بخوان.
حالا مي خواهيم پاي صحبت خدا بنشينيم.
اكنون كه بحث در رابطه با نماز است از خدا مي
خواهيم كه در رابطه با نماز با ما سخن بگويد:
خدا مي فرمايد:
اقم الصلوه
نماز بخوان
اقم امر است دستوريست كه بايد اجرا شود.
خداوند نمي گويد بله بنده ما در قضيه خلقت
چيزي هم به نام نماز داريم اگر وقت كردي نمازي هم بخوان خدا مي گويد:
بنده من بايد نماز بخواني.
مي پرسيم: خدايا چرا بايد نماز بخوانيم چرا
در مورد نماز اينقدر سخت ميگيري و چرا براي ارتباط گيري عاشقانت با خود
نماز را انتخاب مي كني؟
قبل از پرداختن به پاسخگوئي خداوند، مناسب
است نكته اي را جهت نشان دادن لطافت و شفافيت موجود در روابط بين انسان و
خدا ياد آور شويم:
در فرهنگ پر بار اسلام سؤال كردن و پرسيدن ممنوع نيست و هيچ كجا گفته نشده
كه سؤال نكن و نپرس بلكه تشويق مي كند كه بپرس.
پا نشيني خداوند خيلي لذت دارد و در برابر هم
خدا از اينكه بنده اش به سراغش برود خشنود مي شود تا آنجا كه مي گويد:
بنده من بيا با هم صحبت كنيم، بيا برايت حرف
بزنم.
بنده من تو كه هر جايي مي روي و پاي صحبت هر كسي مي نشيني و هر گونه حرفي
از حق و باطل را مي شنوي يك بار هم بيا پاي صحبت من بنشين انتخاب وقت زمان
و مكان هم با تو.
هر وقت خواستي و هر قدر خواستی
افسوس كه ارباب وفا را نشناسی ما يار تو باشيم و تو ما را نشناسی
در قران مي فرمايد:
فاقرؤا ما تيسر القران
حال به سراغ پاسخ خداوند مي رويم كه سؤال
كرديم خدايا چرا بايد نماز بخوانيم:
خداوند مي فرمايد:
لذكري
براي آنكه با نمازت در مقاطع سه گانه يا پنج گانه شبانه روز به ياد من باشي
و من در خاطر تو.
باز سؤال مي كنيم كه خدايا:گيريم به اينكه
نماز خوانديم و با نمازمان بياد تو بوديم و تو در خاطر ما آنوقت نتيجه چه
مي شود؟
خداوند در پاسخ مي فرمايد:
ان الصلوة تنهي عن الفحشاء و المنكر
اثرش اين مي شود كه انسان با مسلح شدن به سلاح نماز ديگر گناه نمي كند و
سراغ فحشاء و منكر نمي رود.
نماز گزار گناه نمي كند چرا كه نماز نور است و گناه ظلمت.
نور و ظلمت در يك جا با هم جمع نمي شوند، چون نور بيايد ظلمت از بين مي
رود.
در اينجا با مواجه شدن با پاسخ خداوند كه نماز خوان
گناه نمي كند قدري موضوع پيچيده مي شود و ابهاماتي بوجود مي آيد كه به هيچ
وجه براي انسان قابل هضم و درك نمي باشد.
لذا باز از خداي خود سؤال مي كنيم:خدايا اين
مطلب براي من قابل درك و هضم و پذيرش نيست كه نماز خوان گناه نمي كند،
جنايت نمي كند، مرتكب فحشاء و منكر نمي شود، حقوق ديگران را ضايع نمي كند
چرا كه ما در جامعه با چشم خود مي بينيم كه افراد نماز مي خوانند دروغ هم
مي گويند، نماز مي خوانند غيبت هم مي كنند، نماز مي خوانند حقوق ديگران را
هم ضايع مي كنند و صدها مصداق ديگر از نماز گزاران.
حال پروردگارا آيا سخن تو را در قرآن بپذيريم كه نماز خوان گناه نمي كند يا
اين واقعيت هاي تلخي را كه علي الدوام با همه وجود خود شاهد آن هستيم.
خلاصه خداوند در پاسخ مي فرمايد:
ويل للمصلين واي بر نماز گزاران
سؤال مي كنيم خدايا تو خود فرمودي اقم الصلوة
– نماز بخوانيد و بايد بخوانيد.
حال خود مي فرمائي ويل للمصلين – واي بر
نمازگزاران
خداوند مي فرمايد
دنباله سخن را گوش كن
الذينهم عن صلاتهم ساهون
نه هر نمازگزاري بلكه آن دسته از نمازگزاراني كه در نماز سهل انگاري مي
كنند و نسبت به نماز غافل و بي توجه هستند و از نماز درس و الهام نمي
گيرند.
نماز يكي شكل ظاهري دارد و يكي محتوا و باطن.
اولي به منزله جسم و دومي به منزله روح و واضح است كه جسم بدون روح جسم
مرده است و جسم مرده و بدون روح هيچ نقش و تاثيري ندارد لذا:
نماز بدون روح يعني نمازي كه بدون توجه و الهام گيري باشد هيچ نقشي در
اصلاح فرد و جامعه ندارد و جنبه ابزاري براي اصلاح جامعه ندارد.
آري! ويل للمصلين
الذينهم عن صلاتهم ساهون
واي بر آن عده نمازگزاراني كه هيچ توجهي به پيامها و درسهاي سازنده نماز
ندارند و نماز فقط براي آنها جنبه سرگرمي دارد.
بنده من مسائلي كه تو مطرح كردي و مصاديقي را كه از نمازگزاران گنهكار نام
بردي كه در كنار نمازشان دروغ مي گويند، غيبت مي كنند، به حقوق ديگران
تجاوز مي كنند و… اينها نمازگزاراني هستند كه نمازشان روح ندارد و نسبت به
درسها و الهامهاي نماز غافلند.
روح نماز درس نماز است و ارزش و تاثير نماز پس دادن درس هاي نماز است.
نماز كلاس گناه ستيزي است
كلاس منكر و فحشاء ستيزي است و نمازگزار عنصري گناه ستيز و منكر گريز.
بارالها!
توفيق وظيفه شناسي و انجام وظيفه گناه شناسی و ترک گناه را به ما عنايت
فرما!
التماس دعا