|
|
|
:::[ درباره
ي پديده هاي ديگر خلقت ]::: |
ححقيقت
را از زبان كساني بشنويد كه دنياي پس از مرگ را ديده اند و به
حقيقت رسيدند.
سؤال:در رابطه با موجودات ديگر مي خواستم سؤال كنم.من در ارتباط قبلي
با ارواح ديگر به اين حقيقت رسيدم و توضيح دادند كه به غير از
انسان،موجودات ديگري نيز وجود دارند.آن ها موجوداتي بسيط بوده كه
ازبرخي جهات از انسان عقب مانده تر و از برخي لحاظ پيشرفته تر از انسان
مي باشد. آيا شما نيز تأييد مي كنيد كه چنين موجوداتي وجود دارند يا
خير؟
پاسخ: بله،اين
گونه موجودات در خلقت حضور دارند.
سؤال:آيا آن ها نيز به دنياي روحي بستگي دارند يا خير؟
پاسخ: آن ها گرچه
با دنياي ارواح در ارتباط هستند ولي نفوذ روح آن ها به اندازه انسان
نيست و تكامل روحي آن ها در روي زمين انجام مي گيرد.
سؤال:آيا آن ها نيز براي سازگاري مراحلي را پشت سرمي گذارند يا خير؟
پاسخ: نه خير.آن
ها تكامل روحي همانند انسان ندارند ونهايت تكامل روحي آن ها با وحدت
روحي ميان خودشان محقق مي شود و دوباره حالت جسمي و بسيط را پيدا مي
كنند.
سؤال:آيا آن ها نيز به گروه ارواح متعالي وعادي و غيره تقسيم مي شوند؟
پاسخ: آن ها در
حين تكامل خويش به اشكال و فرمهاي بسيار متعالي تري مي رسند.ولي چون
قدرت سازگاري را ندارند،هميشه عقب گرد مي نمايند.
سؤال:برخي از مكاتب فلسفي و جهان بيني شرقي و يا سرخپوستان بر اين محور
است كه حيوانات و درختان نيز داراي روح هستند. آيا روح آن ها نيز به
خاطر اينكه راه تكامل ندارند،مثل روح همان موجودات بسيط مي باشند؟
پاسخ: بله تمامي
جانداران داراي روح هستند ولي به دليل اينكه تكامل آن ها محدود است و
نمي توانند از قدرت درك وشعوربهره برداري نمايند،نمي توانند خويشتن را
با شرايط جديد سازگار سازند وهميشه عقب گرد مي نمايند .
سؤال:اگر اينگونه باشد،آن ها چگونه مي توانند بقاء داشته باشند؟
پاسخ: تكامل و
بقاي ان ها به صورت تكويني است.ماداميكه جسم آن ها رو به پرورش و تكامل
است،روح آن ها نيز همسان و همگام با آن ها حركت مي كند. ولي زماني كه
روح از جسم آن ها خارج مي شود،ديگر قدرت استيضاح ندارند. زيرا از زمان
حضور در جسم نيز ادراك نداشت و هر چيزي و حركتي را بر حسب غريزه انجام
مي داد. از اين رو بقاي آن ها در زمان روحي نيز در تكوين و تشكيل وحدت
روحي است.
سؤال:آيا روح آن ها نيز مورد محاكمه و ارزيابي قرار خواهند گرفت؟
پاسخ: نه خير
ارزيابي براي ارواح داراي شعور و ادراك وجود دارد و بس.
سؤال:آيا اين ارواح براي انسان صدمه مي رسانند يا خير؟مثلا ً امكان
دارد در حالت تكوين و تشكيل وحدت روحي در كالبد انساني جاي گيرند؟
پاسخ: بله.روح آن
ها سرگردان است و ماداميكه تشكيل وحدت روحي را نداده اند،در جستجوي
كالبدي هستند تا به طور غريزي تكوين خويش را ادامه دهند.از اين رو بعضا
ً از وجود خطرات آن ها بايد دوري كرد.
سؤال:وقتي مي گوييم فلان فرد جن زده شده است. آيا اين بدان معني است كه
روح سرگردان به كالبدش نفوذ كرده است يا اينكه واقعا ً روح جن به او
حاكم گرديده است؟
پاسخ: همانگونه
كه گفتم روح موجودات بسيط و غيرادراكي از جمله ارواحي هستند كه تكامل
آن ها مربوط به زمين است. جن ها نيزازاين جمله موجودات هستند .مثل
انسان نمي انديشند و قابليت ندارند ولي به خاطر اينكه روح آن ها محصور
ومحدود كالبدشان نيست و انرژي روحي آن ها افزونتراست آگاهي در برخي
موارد ازانسان پيشرفته ترهستند زماني كه مي گوييد انسان جن زده شده
است. يعني اين حادثه پيش آمده كه يا روح جن در او نفوذ كرده و يا
روحهاي سرگردان حيواني وگياهيز
سؤال:آيا هميشه اين حادثه خطر آفرين است يا مربوط به موجودات مي باشد و
فرق دارد؟
پاسخ: چون روح آن
ها به صورت تكويني رشد مي نمايد با نفوذ در روح انسان،باعث تغيير ماهيت
وحالت انسان مي شود وخطرناك است.
سؤال:زماني كه انساني به وسيله روح جني زده مي شود و يا به عبارتي روح
جن وجود او را ضبط مي كند،آيا به راستي اين موجود با روح خود انسان را
تحت مالكيت خود مي گيرد يا نه؟
پاسخ: بله،اين
روح گمراه است كه وجود انسان راضبط مي كند.اين ارواح را شما انسانها به
نام ارواح عفريته مي شناسيد.
سؤال:اگر به راستي آن ها زندگي درستي ندارند و تكامل نمي يابند،پس از
چه اينگونه عمل مي نمايند و از كجا آمده اند؟
پاسخ: آن ها از
ابتداي زمان تكوين خلقت وجود دارند.آن هائيكه شاهد قضايا وحوادث جن
زدگي هستند،به طور عموم انسانهايي هستند كه خود از نظر روحي تكامل نمي
يابند و اجازه مي دهند كه افكارشان به طور غريزي و تكويني حركت كند.در
اثر همين قضيه انرژي وجودي آن ها هميشه دچار آشفتگي و بي نظمي است و به
نوعي خلاءدر آن ها پديد مي آيد.انرژي آن ها به واسطه اي مي توان گفت كه
غير ارگانيزه مي باشند.زيرا انرژي جسمي وانرژي روحي آن ها هماهنگي و
همساني ندارند.آن ها بيشتر به مسايل فيزيكي وماده اي رغبت دارند و
انرژي خودشان را بيشتربرسيرتمايلات نفساني صرف كرده و مرتجع مي
سازند.به خاطر همين هميشه تحت تأثير ارواح گمراه هستند يا به عبارتي
تحت حاكميت روحهاي فريت و جن مي شوند.
سؤال:پس وقتي چنين اتفاقي مي افتد،روح انسان مرده اي نيست كه به وجود
انسان وارد مي شود؟
پاسخ: بله،اين
روح عفريت است كه وارد بدن انسان مي شود،روح انسان مرده و از دنيا
رفته.
سؤال:زماني كه روح ضعيف و يا عفريت وارد بدن انسان مي شود،آيا به راستي
قصد دارد كه به انسان صدمه بزند يا اينكه مقصودي ديگري دارد؟
پاسخ: نه خير.آن
ها به خاطر اينكه خود را از سرگرداني رنج دهنده اي برخوردار هستند و
مايل هستند كه با روح ديگري تكوين خود راعملي سازند،با مشاهده عدم
توازن وهماهنگي ارزيابي روحي وجسمي درانسان فرصت راغنيمت شمرده و وارد
آن مي شوند و آن محيط را براي خود مساعد ومناسب مي بينند.آن ها براي
صدمه زدن وارد كالبد انسان نمي شوند بلكه در جستجوي جايگاه خاص خودشان
هستند.
سؤال:پس مي توان به اين ارواح نام ارواح شرور وشيطاني را گذاشت،نه
روحهاي عفريت وآزار دهنده؟
پاسخ: اگر
منظورتان اين است كه آن ها از روي تمايلات خاص خود وغريزي دنبال چنان
كالبدي هستند و مشكل مي آفرينند.ديدگاه شما درست است.
سؤال:اگر انسانها دچار اين حادثه شود؛يعني با روح عفريت اسير
گردد،چگونه مي توان انسان را از آن روح نجات داد؟
پاسخ: پاسخ به
اين سؤال دشوار است. ابتدا بايد بدانيد كه براي از بين بردن محيط براي
روح عفريت لازم است كه انرژي روحي و جسمي با هم هماهنگ گردند.به همين
اساس بايد انسان خودش را بشناسد وبه اين نتيجه برسدكه از سوي روح آزار
دهنده اي اسير شده است و اگر به اين امر وقوف يابد ومطمئن شود،مي توان
با ايمان انرژي خود را آماده براي بيرون راندن روح عفريت از وجودش
خواهد شد.در چنين حالتي انرژيهاي خاص انساني تطبيق خويش را خواهند
يافت.يعني روح انساني حاكم بر جسم وي شده وتلاش خواهد كرد كه محيط را
براي روح عفريت تنگ كند. زماني كه روح سالم و رشد وتكامل يافته انساني
ظاهر گردد،روح عفريت ناخواسته نخواهد توانست خودش را نشان بدهد واز
وجود انسان خارج خواهد شد. اينكار ممكن است چندين ساعت يا چندين روز
ادامه داشته باشد ولي رهايي از آن آسان است.
سؤال:برخي از كليساها اقداماتي دارند كه اصطلاحا ً ن را رفع روح شياطين
مي گويند. آيا اين موضوع صداقت دارد؟
پاسخ: بله،آن ها
با تقويت روح معنوي و واقعي انسان وسوق دادن به سوي تكامل باعث مي شوند
كه روح انساني از روح عفريت جدا شود.با جدا شدن اين دو روح،جاي هركدام
در وجود انسان مشخص مي شود و روح تكامل يافته به سادگي روح شرور را از
وجود خارج مي سازد.
سؤال:در ادبيات اساطيري و فولكوريك خود خوانده ايم كه انسانهايي تحت
تأثير روحهاي شيطاني قرار گرفته و تبديل به دراكولا يا وامپير مي
شوند.آيا اين صحت دارد؟
پاسخ: پديد آمدن
شكل ظاهري افراد به صورت وامپير يا دراكولا امري افسانه اي است.اما
انسانهايي كه نتوانند روح شرور را از وجودشان خارج نمايند، در نتيجه
اسير روح شيطاني مي شوند و آنها خصلت و خوي تكويني و غريزي يافته و هر
چيزي را به صورت تمايلات افزاينده و افراطي جسمي ونفساني انجام مي دهند
ودر نتيجه به حيوان درنده خوو فرصت طلب بدل مي شوندكه بسيار خطر ناك
هستند. شما انسانها آن ها را به واسطه رفتارهايشان مثل حيوان دانسته و
تصور مي كنيد كه دندانهاي تيزي دارند و شبها مثل خفاش مي گردند.بلكه
اين توهمات شماست كه از برداشتهاي عيني شما منبعث شده است.آن ها چون
حالتي حيواني و درنده خويي دارند،بيشتر در صدد يافتن فرصت صدمه زدن مي
باشند،به ناچار چنان تصوراتي را در ذهن انسانها پديد مي آورند.
سؤال:آيا اين امكان دارد كه روح عفريت از جسم يكي خارج شده و وارد روح
و كالبد انسان ديگري شود؟
پاسخ: بله،آن ها
در صدد يافتن جايگاه خاصي هستند واگر پيدا بكنند وارد آن خواهند شد.
سؤال:چگونه مي توان جلوي نفوذ آن ها را گرفت؟
پاسخ: با تقويت
روح خود و افزايش انرژي روحاني خودتان كه در سايه معنويت انجام مي
پذيرد.هر چه هم كه فرصت نداشته باشيد كه به انرژي روحي خود برسيد،حد
اقل روزي يك بار از لحاظ ومعنوي غني وتقويت گرديد تا آنگونه ارواح قدرت
نزديك شدن به شما را نيابند.
سؤال:برخي از افراد اعتقاد دارند كه اگر صليب را از گردن خويش بياويزند
يا انجيل جيبي در جيب خود داشته باشند،اين ارواح نمي توانند به انسان
نزديك شوند،اين واقعيت دارد؟
پاسخ: بله،انسان
با حمل وگردن آويختن مدال صليب گونه يا انجيل به نوعي ارتباط خويش را
با ايمان واعتقاداتش متداوم ومستمر مي سازد. اين ايمان باعث مي شود كه
ناخواسته روحيه خويش را از لحاظ معنوي مستحكم تر نمايد.در نتيجه ارواح
شرور وعفريت جرأت نزديك شدن به انسان را نمي يابند.
سؤال:عيسي مسيح(ع) باز در انجيل مي گويد كه زمين وزمان از بين خواهد
رفت وتنها من و حرفهايم براي شما ثروتي ارزشمند باقي خواهد ماند.
منظورش چه بوده است؟
پاسخ: او از لحاظ
فيزيكي پايان دوره ي خاص تحولي را بيان كرده كه سر انجام اين اتفاق
خواهد افتاد وتنها ارواح براي ادامه تكامل به بقاي خويش خواهند پرداخت
و اين سخن ثابت كننده تداوم بقاي زندگي واقعي است.
سؤال:سخن خاصي پيرامون هدايت انسانها نداريد؟
پاسخ: پاسخ اين
سؤال شما را داده اند و من تأييد مي كنم كه هميشه در توازن وتعادل
انرژي روحي و جسمي تلاش كنيد.معنويت خويش را از دست ندهيد.
|