سوال : در رابطه با خودکشی چه سخنی برای گفتن دارید ؟
پاسخ: این ها حادثه های تراژدی هستند و تنها مرگی است که در جامعه
انسانی با عذاب انسان زنده و عذاب روحی جهان باقی شخص متوفی همراه است
. برای بیان سرنوشت این گونه افراد کلمات از بیان حقایق ناقص و عاجز
هستند . کسی که خودکشی می کند باید اطلاعی از شدت و مشکل کاری را که
انجام داده داشته باشد . زیرا در زمان خودکشی نه تنها وجود شخص از بین
می رود و به اصطلاح کشته می شود ، بلکه روح او نیز به نامتوازنی و نا
متعادلی روی می آورد . زیرا میان بودن یا نبودن ، رفتن یا نرفتن ، درست
یا نادرست در ستیز می باشد . روح این افراد همانگونه که قبل از وفات ،
آشفته و بدون نظم است ، پس از مرگ نیز نمی تواند خودش را سریعاً پیدا
بکند. کسانی که به وسیله خودکشی از دنیا می روند با توجه به وضعیتی که
دارند ، یا به منطقه ای در جهان روحی می روند که آرامش لازم را یابند
تا بتوانند ارزیابی اعمال خویش را بکنند و یا اینکه تحت کنترل قرار می
گیرند تا صدمه ای به سایر ارواح انسانهای زنده نرسانند . در جایی که
روح به استراحتگاه آماده سازی انتقال می یابد ، ارواح رهبری کننده آن
ها را یاری کرده و ضمن اینکه شرایط واقع شده را به آن ها توضیح می دهند
تا سازگاری یابند ، به آن ها از عقوبت و کار زشتی که کرده اند آگاه می
سازند باید بدانید زندگی یکی از مهمترین نعمات الهی است . کسی که به
حیات و زندگی خویش پایان می دهد و به قصد مرگ را فراهم می آورد ، به
مانند همان کسی است که قتلی را انجام داده است . انسانهایی که خودکشی
می نمایند ، پس از مرگ به آنها اجازه داده می شود که نگاه مجدد به
زندگی خویش داشته باشند ، قبل از اینکه ارزیابی کلی از اعمال و رفتار
شخصی شروع شود ، ارواح راهنما او را یاری می کنند که زندگی شیرین خود
را مرور کند و راههایی را که می توانست بیابد تا مشکل خویش را حل کند و
دست به خودکشی نزند ، برایش مشخص می شود . شخص خودکشی کننده با درک این
شرایط نادم و پشیمان می شود ولی دیگر سودی ندارد و خود مهر تأئید بر
گناه خویش می زند که در اثر عدم تکامل روحی و فکری مرتکب تقصیر شده است
. پس از اینکه او موقعیت دشوار خویش را درک کرد و پذیرفت به او اجازه
داده می شود که مثل بقیه ارواح به ارزیابی اعمالش بپردازد که اگر در
طول زندگیش کارهای شایسته ای نیز کرده باشد ، به خاطر خودکشی که نوعی
جنایت است ، دچار قهقراء می شود و تکامل وی نیز نیمه گون می ماند .
سوال : اگر کسی چاره ای جز این نداشته که خودکشی کند ، چه سرنوشتی
خواهد داشت؟
پاسخ: در جهان مادی هر آنچه پدید می آید ، ماحصل رفتار ، گفتار و پندار
انسان است . اگر انسان دچار مشکلی شده است ، خودش مقصر است و باید خودش
حلّ کند و راه گریزی برای خویش بیابد وگرنه کارهای ناقص دیگر نیز برایش
به عنوان عملکرد منفی محسوب می گردد .
سوال : حال فرض کنیم که فردی از اسرار گروهی یا چیزی با خبر است . او
را دستگیر می نمایند و از وی می خواهند که مسایل را فاش کند . اگر فاش
بکند جان و سرنوشت عده زیادی به خطر خواهد افتاد و اگر نگوید تحت شکنجه
قرار خواهد گرفت . به ناچار خودکشی می کند . پس چرا باید عذاب آخرت
برایش صادق باشد ؟
پاسخ: باز شما در تصور و ارزیابی به طور سطحی فکر کردید و دچار اشتباه
شدید . انسانی که دست به کارهای خلاف می زند و یا کارهایی را می کند که
به ظاهر غیرقانونی است ، خود را به خطر می اندازد . ابتدا باید بدانید
که نبایستی به سمت و سویی بروید که دچار چنان حادثه ای بشوید و اگر حال
به دلایلی به این سمت رفتید که چاره ای نداشتید ، بایستی شکنجه را
پذیرا باشید تا مقتول و مظلوم شناخته شوید . نه اینکه با خودکشی خودتان
را جانی و قاتل بسازید . اگر انسانها راه درست و تکامل فکری و روحی را
بپیمایند ، هیچگاه دچار چنین مشکلاتی نمی شوند . باز می گویم ... سعی
کنید راه درست و منطقی داشته باشید تا دنبال کارهای دفاعی یا تهاجمی
نباشید . اگر هر کسی اعم از رئیس جامعه یا کسی که جزئی ترین فرد جامعه
است ، حقوق انسانی را بر طبق قانون الهی اجرا نمایند ، نه گروهی تشکیل
می شود که برای کسب حقوق خود دست به جنایت و ترور بزند و نه کسی دستگیر
می شود که اسرار را فاش کند یا نکند . پس آنچه که حادث شده است ، حاصل
عملکرد خودتان است .
سوال : آیا شخص خودکشی کننده زودتر از حالت سازگاری برخوردار می شود یا
شخص جنایتکار ؟
پاسخ: میان آن ها هیچ تفاوتی نیست . هر دو قاتل و ظالم به شمار می روند
.
سوال : آیا در جریان خودکشی نیز دیگران مواخذه می شوند ؟ مثلاً پدر و
مادر و سایرین ؟
پاسخ: بله ، در این جریان نیز کسانی که سبب ساز بروز قتل یا خودکشی شخص
شده اند مورد مواخذه قرار می گیرند . گناهان آنها نیز ارزیابی شده و
عذاب لازم را می کشند .
سوال : در برخی موارد خودکشی در ظاهر قضیه و حتی در دنیای ما توجیه
مثبتی دارد . مثلاً فرد چنان بدهکار است که اگر خودکشی نکند ، شاید
قانون و طلب کاران دست از وی برندارند و خانواده اش آشفته شود . یا
آبروی شخصی در خطر است و اگر خودکشی نکند ، شاید آبرو و حیثیت و سرنوشت
انسانهای زیادی به خطر بیفتد ، آن زمان چه خواهد شد ؟
پاسخ: هیچ تفاوتی ندارد . شخص همانگونه که گفتم نباید کاری کند و یا
وارد زمینه ای شود که دچار خطر و یا ریسک شود و خودکشی خودش را دلیل
ثبات نظم خانوادگی یا شخصیت و آبروی خانواده اش بداند . این کار جنایت
است . انسان قبل از اینکه خودش را به این شرایط بیفکند ، باید به گونه
ای تکامل یابد که کسی بر وی ایراد نگیرد و یا تقصیری را به گردنش
بیندازد .
سوال : من تا به حال با کسی که خودکشی کرده ، نتوانسته ام رابطه برقرار
نمایم . اما شما بگویید که چنین انسانهایی در حال حاضر چه شرایطی دارند
؟
پاسخ: روح انسانهای انتحار کننده همیشه سرگردان است . میان زمین و
دنیای واقعی اسیر هستند . مدام از زندگی گذشته خویش می نالند و از
اینکه با وجود امکان با وجود امکان ابتکار عمل و یافتن راه حل ، باز
نتوانسته اند ، کار مثبتی انجام دهند و تقصیر بزرگی را مرتکب شده اند ،
عذاب وجدان و روحی می کشند . این روحها مدام از اینکه از سایرین دور
خواهند بود و از ارواح عقبتر خواهند ماند و به جای اینکه از کسی مواخذه
نمایند ، از خودشان مواخذه خواهند کرد ، خیلی عذاب می کشند . همیشه
آرزو می نمایند که به نحوی امکان بازگشت به زمین را داشتند تا بتوانند
جبران عمل گذشته را بکنند . آن ها حتی چنان از آشفتگی روحی برخوردار
هستند که انرژی خویش را از دست می دهند و حتی نمی توانند با روح
انسانهای زنده نیز رابطه برقرار نمایند . این بزرگترین عذابی است که می
کشند .
من با شنیدن این واقعه و حقایق به راستی بر خود وظیفه دانستم که حقایق
دنیای انسانهای جانی و تبهکار را بررسی نمایم و با ایجاد رابطه با
ارواح اینگونه اشخاص حقایق لازم را عیان سازم . این را در مجموعه ای
دیگر حاضر خواهم کرد تا بلکه انسانها بتوانند عبرت لازم را گرفته و راه
تکامل درست را بیابند .