:::[ آیا در جهنم رفتن و در آتش دوزخ سوختن واقعاً حقیقت دارد ؟؟ بهشت و نعمات بهشتی چطور ؟؟ ]:::

         ححقيقت را از زبان كساني بشنويد كه دنياي پس از مرگ را ديده اند و به حقيقت رسيدند.

امروزه دیگر بشر با شناخت علوم متافیزیک نمی تواند جهنم و بهشت را بگونه ای که قبلاً تشریح کرده اند بپذیرد. اگر قرار باشد که در عالم روح آتش و یا آهن گداخته ای باشد، پس فرق میان عالم فیزیک با متافیزیک چیست ؟؟ اگر قرار باشد انسان سیبی را که در دنیای مادی شناخته و می خورد و مزه و نوع و طرح و طعم آن را می شناسد، آن را در عالم ارواح و در بهشت بخورد و بچشد و تجربه کند، پس میان این دنیا و آن دنیا چه تفاوتی وجود دارد.

سؤال: خب ، در رابطه با جهنم رفتن،در آتش دوزخ سوختن و چيزهايي كه در اين خصوص گفته شده اند چه مطلبي براي گفتن داريد؟
پاسخ: زماني كه شما كودكي بيش نيستيد ،والدينتان به شما كارهاي شايسته را توضيح داده و براي انجام آن تشويق مي نمايند و در مقابل شما را براي حفظ و كسب معنويت از انجام كارهاي خطرناك وزشت دورنموده وبرحذرمي دارند. اگرشما در اين شرايط به حرفهاي آن ها گوش ندهيد ،مورد تنبيه والدين خويش قرار مي گيريد . شما در كودكي براي اينكه از چنين ترسي و امكان بروز تنبيه در امان باشيد ،تلاش مي كنيد كه به سمت كارهاي خطرناك ويا ناشايست نرويد. جهنم نيز مفهومي است كه جنبه تنبيه را دارد و فرستادگان الهي براي اينكه شما را از خطرات عدم تكامل روحي و عذاب دنياي روحاني بري سازند و مصون گرديد،چنين واژه اي را بكار برده اند تا به سوي كارهاي ناشايست نرويد. جهنم وجود خارجي ندارد و آنگونه كه تصور مي كنيد ،نيست بلكه وقتي انسان دست به كارهاي ناشايست مي زند و روح خود و ديگران را عذاب مي دهد ،زمينه ي تعادل روحي انسانها را از حالت آرامش به تشويش و آشفتگي سوق مي دهد و در چنين حركتي تقصير كار است . يعني مانند كارگري است كه در صورت عدم كنترل و نظارت بر ماشين باعث مي شود خللي در خط توليد ايجاد شود و محصول نادرستي عايد گردد. اينگونه كارگر حتما ً تنبيه شده و از كارش محروم مي شود . انسان نيز دقيقا ً اينگونه است . وقتي عمل ناشايستي انجام مي دهيد ،حركت نادرست و غير منظمي را در خط توليد شايستگي هاي انسان و كسب تكامل ايجاد مي كنيد. چنين انساني در جهان آخرت تنبيه شده و اين تنبيه را خود در دادگاه وجدان و روحش انجام داده و تثبيت مي نمايد . آن زمان باور مي كند و مي پذيرد كه باعث كندي در حركت تكامل روحي خود و ديگران شده و همه با ديده ي زشت و مقصرگونه به او خواهند نگريست و سرزنش خواهند كرد و دليل چنان خطايي را از وي خواهند پرسيد . اين همان عذاب جهنم گونه اي است كه بر روح عارض خواهد شد و تا ابديت ادامه خواهد داشت.

سؤال: پس اگر اينگونه باشد ،تصور مي كنم انسانها احساس راحتي از عدم وجود جهنم خواهند كرد و شايد شدت و حركت اعمال ناشايست بيشتر باشد.نظرتان چيست؟
پاسخ: اتفاقا ً شما نيزسخت دراشتباه هستيد . شما وقتي مال كسي را مي دزديد، شخص مال باخته چه حالتي دارد و چه عذابي مي كشد ؟ وقتي جان كسي را مي گيريد و قتل انجام مي دهيد ،شخص مقتول در هنگام مردن چه حالي مي يابد ؟ قبل از آن چه تلخي ها يي مي كشد؟زماني كه فردي را شكنجه مي كنيد،چه احساسي به او دست مي دهد ؟ زماني كه از قدرت خويش بهره جسته و بر ديگري زور مي گوييد، به نظرتان شخص مظلوم چه حالي پيدا مي كند و چه تصويري از شما دارد؟...اگر به اين مسايل بينديشيد و لحظه اي خودتان را به جاي او قرار دهيد ،عذابي را كه اين افراد در حين بروز اعمال ناشايست مي كشند ،درك خواهيد كرد. حال اين موضوع را به دنياي آخرت تعميم دهيد،جايي كه در آنجا گريز از خطر ممكن نيست. شايد در اينجا از قانون و مجازات بتوانيد فرار كنيد ،جاي سكونت خودتان را تغيير دهيد،ولي در آنجا همه چيز مجرد و شكل واقعي و مطلق داردو امكان بهانه تراشي و يا گريز وجود ندارد. در چنين حالتي عذابي را كه شما به ديگران وارد ساخته و عارض نموده بوديد،از سوي روح همان انسانهاي حاضردرجهان آخرت مورد مؤاخذه قرارگرفته و عذاب خواهيد كشيد . همان حالاتي را كه آن ها در دنيا حس كرده و تجربه نموده بودند،شما عين آن را با ارزيابي اعمال خويش حس خواهيد كرد. چون روحا ًاين را درك خواهيد نمود،عذابش بيش ازعذاب دنيا خواهد بود. اين عذاب نيز پايان پذير نبوده و منطقي نخواهد بود . بلكه هميشه با شما خواهد بود . شما حالا تصور كنيد كه جهنم خود ساخته تان چگونه خواهد بود . اگر شما حس مي كنيد كه سايرين اگر بدانند كه جهنم به گونه اي كه مي شناسيد وجود ندارد،دست به ارتكاب اعمال ناشايست زيادي خواهند زد،دليلش اين است كه شما هنوز هر چيزي راجهاني و دنيوي مي پنداريد و عظمت اين جهان را درنيافته ايد.

سؤال: يادم است،يكي از ارواح به من گفت كه در دنيا چيزي به نام بدي وجود ندارد . نظر شما در اين رابطه چيست؟
پاسخ: لفظ «بدي» از كلمه يا واژه ي درستي نيست. زماني كه اين واژه را بررسي و تجزيه مي كنيد ،قبل از هرچيزي به تميز دادن كارها مي پردازيد و مي خواهيد بدانيد كه چه چيزي خوب است و چه چيزي بد. اگر به جاي «بدي»از كلمه «هدايت نادرست» بهره ببريد ،كاملا ً گوياي قضيه خواهد بود.
به عقيده و درك ما ،بدي و نادرستي كه شما بدان آگاهي داريد ،همان چيزهايي هستند كه دراثرهدايت نادرست منجر به كسب نتايج نامطلوب شده اند. يعني انرژيهايي كه به خوبي و درستي هدايت نشده اند،از مسيرخويش خارج شده ونتيجه اصلي را عايد نساخته اند.پس بدي همين است. اگرانسان بداند وبتواند ازانرژي روحي وعقلي به خوبي بهره ببرد،تجربه هدايت كردن وي مثبت خواهد بود و قادر خواهد بود كه انرژيش را با ساير انرژيهاي مثبت تلفيق كرده وبه نتيجه مثبتي برسد. اگر نتواند انرژي موجود را با عقل و روج هدايت نمايد،اين انرژي به طور ساده و آزاد تحت تأثير ساير انرژيهاي سرگردان قرار خواهد گرفت و آن زمان نتيجه نامطلوبي حاصل خواهد شد انرژيهايي سرگردان همان انرژيهاي منفي لوسيفر است كه انرژي شما را جذب مي كند و شما پس از اينكه نتيجه آن را ديديد، ادعا مي كنيد كه شيطان شما را گمراه كرده است در حقيقت او شما را گمراه نكرده است،بلكه شما وظيفه خود را به خوبي انجام نداده ايد و فرصت نفوذ وي را از روزنه ي خاصي داده ايد و رفتار و كردار نادرستي حاصل شده است. چنين رفتار ناشايست و نادرستي يقينا ً هم روح خودتان و هم روح سايرين را به طور منفي تحت تأثير قرار خواهد داد كه بازتاب رويكرد آن نيز در جهان آخرت خواهد بود.

سؤال: براي اينكه انسانها از هدايت درستي برخوردار باشند و در جهاني كه زندگي مي كنيم ،انرژيهاي غير عقلي روز به روز بيشتر مي شود،چه بايد كرد تا تحت تأثير قرارنگرفت؟
پاسخ: شما بازدچار اشتباه شديد. پيداش پديده هاي جديد كه حاصل دست و انرژي عقلي انسانهاست،درواقع به منشاء انرژي و خداوند بر مي گردد. خداوند چيزي را بدون هدف و بي ارزش نيافريده است. آنچه كه شما در جهان كنوني به آن مالكيت داريد و صاحبش به شمار مي رويد؛آنچه را كه شما بدان تكنولوژي و ماحصل تكنولوژي مي پنداريد،زيبائيها،آزاديها،نعمات مختلف و... را مي بينيد ، اين ها بي هدف و بيهوده نيستند. كدامين پديده انساني بدون هدف آفريده شده است؟ كدامين محصول دانش بشري كه انوار انرژي عقلي وي نشأت گرفته بد بوده است كدامين محصول تكنولوژي و ارتباطات اجتماعي ـ انساني نادرست و ناشايست است؟ اين ها نعمات الهي هستند،زيرا از انرژي مثبت عقلي حاصل گرديده اند. شماييد كه نمي دانيد از آن ها چگونه بهره ببريد! شما عاجز از استفاده هستيد يا افراط مي كنيد يا تفريط داريد. زنان، طبيعت،مردان،كودكان،مواد حاصل شده از تكنولوژي، ارتباطات و آزاديها و... همه زيبا و مرغوب هستند و بايد شكر آن ها را به جاي آورد. ولي اگر در استفاده از آن ها از انرژي عقلي و روحي بهره ببريد نه تنها از آن ها لذت خواهيد برد كه از قبيل آن ها به خيلي از چيزها نيز خواهيد رسيد پديده ها شما را گمراه نمي كنند،بلكه شما راه استفاده آن ها را نمي دانيد. خواهيد گفت كه اجدادمان قرنها پيش مشكلي را كه ما امروز داشتيم ،نداشتند. درست است؛زيرا آن ها هنوز چشم و گوششان به پديده ها ي جديد آشنا نبود ولي آن ها نيز در زمان خودشان به دلايل عدم شناخت به نيروي خود و موجوات دچار گمراهي شده بودند. شما امروز عقايد و دانشي كه نسبت به مسايل متافيزيكي داريد،آن ها ازآن محروم بودند. چشم بصيرت شما بيشتر از آن ها روشنتر و بازتر است. آن ها جاهل بودند ولي شما عالم هستيد. آن ها نداشتند و اشتباه مي كرند كه شما داريد و اشتباه مي كنيد. پس خودتان هستيد كه اجازه مي دهيد انرژيهاي ديگري شما را تحت تأثير قرار دهد. براي اينكه از اين خطر در امان باشيد،بايستي انرژي عقلي و روحي خويش را هميشه تقويت كنيد. نگذاريد كه انرژي شما بيشتر صرف پديده ها شود و سرگردان بماند. در چنان صورتي با نيروي شيطان يا همان لوسيفر درهم خواهد آميخت.

سؤال: اگر چيزيس و پديده اي به نام بدي يا شيطان وجود ندارد و آن را خود ساخته و پرداخته كرده ايم و موضوع به گونه ديگري است.پس مفهومي كه ما از بدي و شيطان داريم،چيست و چرا حاصل شده است؟
پاسخ: وقعا ًمي خواهيد اين رابدانيد؟من اين سؤال را به طورخلاصه پاسخ مي دهم . پاسخ اين سؤال شما «معذرتها»است. شما انسانها هميشه براي اينكه خودتان را از زير بار گران مسئوليتها و نتيجه اعمال خويش رهايي دهيد،دنبال بهانه اي مي گرديد تا معذرت خواهي و عذر خواهي خودتان را توجيه كنيد. زماني كه كار شايسته اي از شما سر مي زند با افتخار سينه سپر كرده و ادعا مي كنيد كه شما آن راانجام داده ايد. ولي وقتي كار خطايي انجام شد،دنبال معذرت خواهي و بهانه جويي مي گرديد تا خودتان را به نحوي از زير بار مسئوليت رهايي دهيد. شيطان،گناه،كاربد و هدايت شيطاني تماما ً توجيهات شماست. شما با چنين تصوراتي چنان تخيلات و توهماتي پيدا كرده ايد كه تكرار آن ها باعث شده است كه به عينه بپذيريد. باور داريد كه شيطان موجودي است كه با نيزه سه سر خود شما را به سوي بدي هدايت مي كند و شما چاره اي جزاطاعت نداريد. شما و اجدادتان ساليان سال تصور را در ذهن خويش تقويت كرده ايد و براي اينكه خودتان را از زير بار مشكلات و مسئوليت و تقصير خلاص سازيد،مي گوييد كه شيطان چنين كرده است. اين شيطان كه از آن حرف مي زنيد ،نيروي خاص و انرژي سرگردان خود شماست. شيطان اگر هم وجود داشته باشد،زاييده و خلق شده انرژي دروني شماست. آرزو كردن زيباست،محرك است،حركت دهنده و ايده آل است ولي اگر اين انرژي سرگردان شود،حالت شيطاني به خود مي گيرد.

سؤال: اگر انسان هميشه تمركز فكري داشته باشد،باز مي تواند از شيطان خلاص شود يا خير؟
پاسخ:البته كه مي تواند ...انسان با تمركز فكري ،هدايت خود و كنترل نيروي روحي و عقلي مي تواند هميشه بر شيطان چيره گردد. يعني به عبارتي انرژي خودش را كنترل كند و نگذارد كه انرژي سرگردان به عاطل و باطل مورد استفاده قرار گيرد.

سؤال: در خصوص جهنم اصلی چیزی برای گفتن دارید ؟
پاسخ: جهنم اصلی هنوز برای هیچکس مشخص نشده است و تنها طبقات ومراحل جهنم برای انسانها ی شرور مشخص شده که در آن اقامت دارند . همانگونه که بهشت برین و اصلی برای نیکوکاران هدیه نشده است. تنها مراحل تکامل دراینجا وجود دارد که هر اندازه دارای روحهایی متعالی باشیم,به همان اندازه به تکامل رسیده از موهبات بهشت بهره می بریم. در مقابل آن افرادی که سبب قتل دیگران شده اند, حق و حقوق سایرین را زیر پا نهاده و باعث متلاشی شدن زندگی و آسایش سایرین گردیده اند وهمیشه نفرین ولعن آنها را برخود عارض گردانده اند در جهنم م مراحل آن هستند. انسانهایی که باعث از بین رفتن خصوصیات نیکوی بشری شده اند, باعث گمراهی دیگران گشته اند, حق و حقوق معنوی و مادی بشر را از بین برده اند, از جمله انسانهایی هستند که در مراحل جهنم خواهند بود و هستند.
جهنم نیز محصول عملکرد ما انسانها و امثال شماست. جهنم در اینجا دارای طبقات و مراحل مختلفی است. افرادی که غرق در تمایلات خودشان شده اند و تنها به خاطر رسیدن به امیال و آرزوهای خودشان اسباب دردسر و ناراحتی و نگرانی دیگران را فراهم آورده اند، همانگونه که همیشه در جهان مادی بخاطر عذاب وجدان که متأثر از روح انسانهای مظلوم و بیگناه است، زجر می کشند، در این جهان نیز از تأثیرات آنها در رنج و عذاب هستند. مراحل مختلف جهنم را برای انسانهایی که به نحوی از انحناء ناراحتی و زحمت دیگران را سبب شده اند، در نظر گرفته اند. انسانها همانگونه که گفتم پس از مرگ در استراحت به سر می برند ولی پس از مدتی آن ها نیز وارد مدرسه ارزیابی شده و عملکردهای خودشان را ارزیابی می نمایند. اگر نتایج اعمال، گفتار و پندار آنها منفی باشد، هیچ راه تکاملی ندارند. و نور از آنها دور می شود و خودشان را در تاریکی و سرما و وحشت از آزار و اذیت ارواح تحت ظلم می بینند.

سؤال: پس آنهائیکه حق و حقوق دیگران را چه بصورت مادی و چه بصورت معنوی از بین برده اند, به جهنم خواهند رفت ؟
پاسخ: بله, همین طور است. مرکز و منشأ نور از حق و حقوق خویش می گذرد. زیرا او آزادی اراده داده است تا انسان خود راه خویش را بیابد و اگر در این مسیر باعث نابودی حقوق دیگران شوند, مستوجب ستم و عذاب خواهند بود.

سوال : یعنی بهشت و جهنم چنان که ما تصور می کنیم وجود ندارد و تمام آن ها بازتاب احساسی از اعمال دنیوی ماست ؟
پاسخ: بله ، جهنم و بهشت را همه ما در روی زمین ایجاد می کنیم . یعنی با هر عمل زیبا و انسانی دوستانه و کسب رضایت خلق ، زمینه ایجاد بهشت روحی را در معنای باقی فراهم می آوریم و همچنان با هر کار بد و نادرستی که باعث می شود انسانها از ما رنجیده شوند ، اسباب ایجاد جهنم روحی را فراهم می آوریم و باید بدانیم که گریز از این ها ممکن نیست . زیرا همانگونه که عالم باقی و روحی حقیقت محض است ، بازتاب اعمال ، گفتار و تصورات ما نیز واقعیت مطلق می باشند .

سوال : با این تدبیر انسانهایی که خیّر و نیکوکار بوده اند و همیشه انسانهای بیشماری از آن ها رضایت داشته اند ، بهشت خویش را در دنیای اصلی ایجاد کرده اند ، مگر نه ؟
پاسخ: کاملاً درست شنیده اید ، از این رو می توان گفت که هر آنچه در روی زمین انجام می دهیم ، آغاز فصل تکامل برای دنیای باقی است .

سوال : آیا این امکان وجود دارد که به طور فرض انسانی در جهان کارهای خوبی انجام داده است و فرد بسیار مومن ونیکوکاری شناخته می شده است ولی در قبال ان عده ای دشمن وی بوده اند ، پس این دشمنان تأثیر در روح وی خواهند داشت یا خیر ؟
پاسخ: شما این را تصور بکنید که حضرت مسیح ( ع ) برای بیان دستورات الهی و ایجاد صلح و درستی و مساوات میان انسانها تلاش می کرد و برای اینکه احکام خودش را که برای سعادت و نیکی انسانها بود ، به مرحله اجرا بگذارد ، تلاش زیادی کرد ولی در مقابل طرفداران بیشمار وی عده ای نیز دشمن وی بودند و لعن و نفرینش می کردند. این گروه گرچه با همان تصور و برداشت احساس انرژی روحی خودشان را در دنیای روحانی به عیسی ( ع ) انتقال می دهند ولی چون تأثیرات شگرف انرژی نیکوکاران و طرفداران عیسی ( ع ) بیشتر است ، لذا این انرژی در مقابلش تأثیر ندارد .

سوال : انسانهایی که به جهت سعادت اجتماع دست به کارهایی می زنند و به طور فرض انقلاباتی را ایجاد می نمایند و یا برای اصلاح و نیکی اجتماع زمینه بسیاری از توطئه ها را فراهم می آورند که اجتماع از دست گروه یا فرد ستمکار نجات یابد ، آیا این نوع ارواح نیز تأثیر پذیر از بازتاب انرژی و رفتاری ارواح دیگر هستند یا خیر ؟ از طرفی در جریان وقوع انقلابات و اتفاقات اجتماعی – سیاسی عده بیشماری بیگناه و یا بر حق کشته می شوند ، تأثیر روحی آن ها بر چنان نهادی چگونه خواهد بود ؟
پاسخ: هر انسانی وظیفه دارد که مواظب رفتار و کردار و گفتار خویش باشد تا روح اشخاصی دیگر را نرنجاند . اگر کسی به عنوان منجی و رهبر جامعه ای پیشگام گردد که برای آزادی و صلاح اجتماعی اقدامی بکند ، مسلماً روح او بر دیگران اثر می کند . در جریان اقدام وی انسانهای بیشماری یا به طرفداری از وی یا دشمنی با وی کشته می شوند . این گروه در دنیای روحی منتظر سفر وی خواهند بود تا سئوال و جواب لازم را بکنند . اگر چنانچه اقدامات این فرد یا گروه مثبت باشد و در طول زمان ارواح بسیاری از وی رضایت داشته باشند و رحمت بطلبند ، آن زمان بازتاب انرژی روحی سبب ساز تکامل وی در دنیای باقی خواهد بود ولی اگر چنان شود که انسانها از داشتن چنان فردی احساس پشیمانی نمایند و یا وجود بدبختی های خودشان را از ناحیه وی بدانند و حتی اگر لعن و نفرین هم نکنند بازتاب انرژی احساسی – روحی آن ها که توأم با یأس و ناامیدی است ، چون سدی جلودار تکامل چنان فردی خواهد شد . بنابراین می توان گفت که اگر رهبر یا گروه مصلح تأثیر گذار مثبتی باشند ، عملکرد شان مثل مقربین الهی و پیامبران خواهد بود و کثرت وجود انرژی مثبت مانع از تأثیر گذاری انرژی منفی خواهد بود و گرنه این نوع روح در دنیای باقی رنج خواهد کشید .

سوال : پس می توان اینگونه تصور کرد که اگر آبراهام لینکلن تأثیراتش از ناحیه عمل و گفتارش مثبت بوده باشد ، اکنون جزو گروه ارواح متعالی است ولی اگر تأثیرات اقداماتی وی منفی بوده باشد ، اکنون در ردۀ ارواح درجه سه قرار دارد ، مگر نه ؟
پاسخ: بله ، کاملاً درست فهمیده اید . در دنیای ارواح هر کسی به حسب عمل ، گفتار و اندیشه خویش ارزیابی شده و جایگاهش مشخص می شود و در واقع هیچ تحمیلی یا تبعیضی در دنیای حق و حقیقت وجود ندارد و عملکرد خود انسان مشخص کنندۀ موقعیت فرد در جهان باقی است .

سوال : آیا گیاهان و کوهها و ... نیز مثل انسان دارای ذکاوت خاصی هستند ؟
پاسخ: آن ها به وسیله غریزه و نیرویی که آن ها را به سویی خاص هدایت می کند ، اداره می شوند و مثل انسان دارای ذکاوت و هشیاری نیستند . تنها تکوین و رشد در آن ها مطرح است . شما به غیر از شرایط فیزیکی که براساس آن ها رشد غریزی دارید ، به واسطه داشتن عقل و اندیشه از ذکاوت و هشیاری برخوردار می باشید .


بهشت و جهنم مفهوم نیکی و پلیدی است که برای انسانها مهار کردن و به نوعی ابزار کنترل تعریف شده است. اگر فرد بتواند سیر تکامل خویش را بدرستی ادامه دهد، به شرایطی خواهد رسید که بسیار راحت و آسوده زندگی جاویدان خویش را تداوم خواهد بخشید و این به مفهوم همان بهشت است و اگر روح و جسم خویش را در جهان مادی تکامل نبخشد، در جهان ابدی نیز حرکت وی کُند خواهد بود و به همین حالت در مراحلی خواهد ماند که بسی اسفل تر و پایین تر و توأم با بحرانی خواهد بود که به منزله همان جهنم است.

بهشت و جهنم در دست خود انسان است و در این جهان ایجاد می شود. اگر تأثیرات روحی ما بر دیگران مثبت بوده و آنها نیز تصور و نگرش مثبتی نسبت به ما داشته باشند. در دنیای پس از مرگ نیز کسی ما را باز خواست نخواهد کرد و استیضاح نخواهد نمود و روحمان آزادانه و رها شده به تکامل خود خواهد پرداخت. وگرنه اگر روحمان در دنیای کنونی اسباب رنجش خاطر جسم و جان دیگران را فراهم آورده باشد و تأثیرات منفی بر روح دیگران بگذارد و سایرین نیز تصور منفی نسبت به ما داشته باشند، ان زمان در دنیای پس از مرگ همین ارواح ما را به استیضاح خواهند کشاند و مؤاخذه خواهند کرد و ان زمان خودمان را اسیر عملکردها و احساسات روحی خویش خواهیم دید و جهنمی ایجاد خواهد شد که تصورش را نمی کردیم.

 

   
Copyright © 2005 Farshad7.com All Rights Reserved