|
|
|
:::[ دیدگاه
الهی نسبت به انسانهای پلید در دنیای روحانی چیست ؟؟ ]::: |
ححقيقت
را از زبان كساني بشنويد كه دنياي پس از مرگ را ديده اند و به
حقيقت رسيدند.
سوال : دیدگاه الهی نسبت به انسانهای پلید در دنیای روحانی چیست ؟؟
پاسخ: خداوند که صاحب و مالک تمام کائنات . مخلوقات است ، صاحب دوستی ،
سعادت ، خوشبختی و مهر و مودت است . او خدایی نیست که دو او لفظ انتقام
یا نفرت جای گیرد و تصور شود . خداوند بری از تمامی احساسات منفی است .
او هیچ تمایلی ندارد که انسانی را به خاطر ارتکاب به گناهش مجازات
نماید . در اساس و قانون وی جایی برای مجازات وجود ندارد . در دنیای
خود اگر مشکلاتی دارید ، ماحصل عذاب و غضب الهی نیست ، بلکه نتیجه
عملکردهای خودتان است . اگر آشفتگی و تشویشی می بینید ، باز نتیجه
رفتار خودتان است .
سوال : برای ما انسانها همیشه درک این حقیقت دشوار می نماید که چرا و
چگونه می توان با مشکلات و ناراحتیهای موجود در زندگیمان کنار آمد .
تصورمان بر این هست که حتماً عمل خلافی انجام داده ایم که خداوند ما را
تحت عذاب گذاشته است . از اینکه مشاهده می کنیم عده ای در کمال آسایش
زندگی کرده و مشکلی ندارند و در عوض عده ای نیز با تمام تلاش و کوشش
همیشه در رنج و عذاب هستند . این را می توانید توجیه کنید ؟
پاسخ: شما به خاطر اینکه به سطح و چهره ظاهری زندگی افراد می نگرید ،
اینگونه تصوراتی دارید . اگر می توانستید به روح این دو نفر بنگرید عمق
وجود آن ها را ارزیابی کنید ، هیچگاه چنین تصوری نمی توانستید داشته
باشید . به عبارتی اگر به جای اینکه به یک وجه زندگی آن دو شخص را زیر
نظر می گرفتید ، اینگونه تصوری نمی داشتید . این دو گروه ( ثروتمند و
راحت و هم چنین فقیر و ساعی ) گرچه در ظاهر با هم تفاوتهایی دارند ولی
در عمق کاملاً برعکس ، زندگی خویش را سپری می نمایند . آن ها چه به
صورت مشکل و چه به صورت شکل آسان تجربیات زندگی خویش را پشت سر می
گذارند . حقایق زندگی آن نیست که زندگیمان را با تجربه اندوزی به پایان
برسانیم . اگر اینگونه باشد ، موضوع به این می ماند که شما به مدرسه می
روید ولی به جای اینکه آموزش لازم را ببینید ، فقط تجربه سر کلاس نشستن
را آزمایش می کنید و تجربه کسب می نمایید . آنچه که در زندگی مهم است ،
اینکه تکامل داشته باشید ، شاید به نظرتان چنین موضوعی تداخل یابد که
تکامل تنها در دینداری است . ولی اینگونه نیست . زمانی که انسان زندگی
خود را شروع می کند از هر طریقی مورد امتحان و آزمایش ادراک و شعور
خویش قرار می گیرد . شاید شرایطی پیش آید که خودتان تمایل به آن ندارید
. ولی تحت آن شرایط بایستی دورۀ تکامل خویش را سپری سازید . اگر فردی
در شرایط کنونی فقیر است و هر اندازه تلاش می کند به زحمت می تواند
جاهای خالی زندگیش را از حیث مادی و معنوی پر کند ، دلیلش این است که
خداوند چنین تبعیضی را به او روا نداشته است . شاید پدرش و یا کسانی
قبل از او چنان شرایطی را پدید آورده اند که او فقیر باقیمانده است .
تکامل او در این است که خودش را با شرایط وفق دهد و تلاش نماید تا
اسباب آسایش و راحتی روح بستگان و متکفلین خود را فراهم آورد . اگر روح
انسانهای وابسته به او شادمان گردند و احساس نمایند که آرامش دارند ،
از وی راضی شده و این تکامل روحی تا ابدیت ادامه خواهد داشت . اگر در
مقابل تصور کنیم که شخص فقیر و ساعی علیرغم تلاش روز افزون هنوز
نتوانسته اسباب راحتی خود و خانواده اش را فراهم آورد ، مسلماً همیشه
عذاب خواهد کشید . اگر تلاش وی تداوم داشته باشد ولی نتیجه ای نبخشد ،
گناهی بر او متصور نیست . زیرا او با تمام توان خویش حرکت کرده است ولی
به دلایل عدم وجود امکانات فیزیکی و مادی یا فقدان تحصیلات و مدارج خاص
نتوانسته به نقطه ای برسد که بتواند رضایت خود و وابستگانش را تأمین
نماید . اگر چنین شخصی برای کسب رضایت وابستگانش دست به دزدی ،
کلاهبرداری و ... بزند تا آن ها را به سعادت دنیوی برساند ، در عوض
انسانهایی که تحت ظلم و نیرنگ وی قرار گرفته اند ، ناخرسند خواهند بود
و این باعث خواهد شد که عذاب بیشتری بکشند و ماحصل این عذاب ، بروز
نفرت و لعنتی است که گریبانگیر شخص خواهد شد .
به مثابه این حال تصور کنید که شخصی ثروتمند است . اگر از ثروت خود
بهره بگیرد و تلاش نماید که روز به روز آن ها را بکار گرفته و از قبل
کارهای وی عدّه زیادی بهره ببرند ، آن زمان او نیز تکامل خویش را پست
سر نهاده است وگرنه با سوء استفاده از دارایی خویش و ارتکاب به اعمال
نادرست و فرو پاشاندن زندگی انسانهای دیگر تکامل خویش را مسدود ساخته
است و روحش به نهایت از طریق همان اشخاص مورد مواخذه قرار خواهد گرفت .
پس می بینید که نمی توان از ظاهر قضیه نتیجه گرفت در شرایط و امکاناتی
از صفر تا بیست تماماً وسایل و ابزارهای تکاملی انسان هستند .
سوال : آیا میان انسانهای ثروتمند و فقیر در دنیای باقی و ابدی تفاوتی
هست یا خیر ؟
پاسخ:نه خیر ، هیچ تفاوت و تمایزی میان انسانها در دنیای ابدی قائل نمی
شوند . انسانها در یک نگاه واحد یک گونه محسوب شده و تنها رفتار و حرکت
و گفتار آن ها در دنیا ملاک تعیین شخصیت و جایگاه آنهاست و کسی که که
ثروتمند ترین و با نفوذ ترین شخص روی زمین باشد ، اگر نتواند تکامل
یابد و از امکانات خویش نتواند بهره گیرد و به جای بهره وری از آن سوء
استفاده را رایج گرداند . آن شخص در اینجا شاید ذلیل ترین فرد باشد .
در عوض احتمال دارد انسانی فقیر بی چیز علیرغم اینکه زندگی سختی داشته
ولی بردباری نشان داده و در خدمت انسانهای دیگری در حد توان خودش بوده
است . این فرد نیز در اینجا بسی با عزت و احترام خواهد بود . پس در یک
کلام می توان گفت که معتبرترین و عزیزترین شخص در اینجا کسی است که
عملکرد و رفتار مناسب و خداپسندانه ای داشته است .
سوال : انسانهایی که در طول زندگی خویش ناخواسته در مسیری قرار گرفته
اند که اعمال منفی از آن ها سر زده است ، آیا آن ها نیز به خاطر این
مجازات می شوند ؟
پاسخ:انسان اگر ناخودآگاه در مسیری قرار گرفته که باطل بوده است . او
را مورد مواخذه قرار نمی دهند . امّا اگر او بعد از آن به ناچار –
توجیه فردی و شخصی – تن به ادامه راه نادرست داده باشد ، مورد مواخذه
قرار خواهد گرفت . یعنی او شعور و درک داشته و بایستی راهی را برای
گریز از آن شرایط می یافت ، نه اینکه با توجه اینکه چاره ای نداشته ،
راه خلاف را ادامه می داد .
سوال : مدام از تکامل انسان و روح وی صحبت می کنیم . اصلاً تکامل بشر
در چیست ؟ چه چیزهایی را تکامل او می نامید ؟
پاسخ:انسان از بدو خلقت دو نوع تکامل داشته است . ابتدای امر او نیز
مثل سایر موجودات تکامل تکوینی را شروع کرده است . از آب منی شروع شده
و به جنین و سپس انسان تبدیل گردیده است . این روندی است که بایستی
برای شکل گیری جسم وی ادامه می یافت . همانگونه که جانوران و گیاهان
هستند و باید چنین روشی را ادامه دهند . امّا انسان زمانی که بالغ می
شود و قدرت تمیز دادن خوب را از بد کسب می کند ، تکامل تشریحی وی شروع
می شود . او باید تجربه کسب کند ، فرا بگیرد و آموزش ببیند تا بداند چه
راهی درست است و چه راهی نیست . اکر انسان نعماتی که به طور غریزی در
باطن وجودش نهفته شده است به خوبی مورد استفاده قرار دهد و در راه کمال
روحانی خود و رضایت روحی سایرین بکار بگیرد ، مسلماً تکامل یافته تلقی
می شود . امّا اگر به طور غریزی جنسی که او از آن برخوردار است ، مورد
سوء استفاده قرار گیرد و برای رسیدن به کامیابی جنسی ، روح دیگران را
بیازارد و تنها کامیابی خویش را مدّ نظر قرار دهد ، آن زمان او نه تنها
از نعمت خدادادی بهره نبرده و در تکامل خویش بکار نگرفته که برعکس آن
را وسیله زور گویی و ستم روا داشتن به روح سایرین قرار داده است . از
پدیده های گیاهی و جانوری گرفته تا امتیازات خود انسان تماماً در ذهن
انسان است ولی باید انسان از آن ها به نوعی بهره بگیرد که روح خود و
روح دیگران آزرده نشود . در چنین شرایطی است که او تکامل یافته است .
|