گرایش اول این است که متدین متعقل میتواند به خویش واقعبینانه
نگاه کند، همچنان که من میتوانم به شما واقعبینانه نگاه کنم؛ اگر
روزی این قدرت را پیدا کنم که به خودم واقعبینانه نگاه کنم، یعنی
اینکه بتوانم بدون هیچگونه پردهپوشیای با روح عریان خودم مواجه
شوم، در آن صورت میتوانم نقاط قوت و ضعف خودم را بیابم، خطاها و
صوابهای خودم را بیابم. شما هیچوقت دقت کردهاید که در همۀ ادیان
«توبه» تشویق میشود، توبه نگاه کردن عینی[22] و واقعبینانه به
خود است، کسی که به خودش نگاه عینی نمیکند، نمیتواند توبه کند.
کسی که میتواند همانطوری که به دیگران نگاه میکند، به خودش هم
نگاه کند، چنین شخصی میتواند توبه کند؛ چون اگر کسی به خودش نگاه
عینی نکند، نمیتواند عیوب خویش را ببیند. آن کسی که به خودش به
صورت عینی نگاه میکند، میتواند توبه کند. درواقع توبه یک نگرش
بیطرفانه به خود است. شخصی که توبه میکند، به خود بیطرفانه نگاه
کرده است؛ و چون بیطرفانه و نه جانبدارانه به خودش نگاه کرده است،
بدیهای خودش را دیده است. این که من بتوانم خودم را چنان ببینم که
دیگران میبینند و حتی نگاهی سختگیرانهتر از نگاهی که دیگران به
من دارند، به خودم داشته باشم، این یک نگرش متعقلانه است. این یک
نوع طرز تلقی درست است، سعدی گفته است که:
مرا شخص دانــای مرشد شهــاب دو اندرز فــرمود بر روی آب
یکی آنکه در نفس خوشبین نباش دگر آنکه در غیر بدبین مباش
در کِشتی استاد من دو اندرز به من داد، «به
خودت خوشبین مباش»
و «به دیگران
بدبین مباش»؛
ما درواقع عکس این کار را انجام میدهیم، به خودمان خوشبین هستیم
اما به دیگران بدبین هستیم؛ اینکه من بتوانم همچنان که به دیگران
نگاه میکنم و حتی سختگیرانهتر به خودم نگاه کنم، به تعبیر
ابوسعید ابوالخیر «جلاد طبع» خودم باشم، طبع خودم را خودم تازیانه
بزنم، این نوع نگرش، نگرش متدینان متعقل است. متدینان متعقل نسبت
به خودشان از همه بدبینتر هستند؛ به دیگران خوشبین و به خودشان
بدبین هستند، به دیگران عشق میورزند و به خودشان بدبین هستند؛ ولی
متدینانی که تدین را به ارث بردهاند، به خودشان کمال خوشبینی را
دارند - به همان جهتی که در جلسۀ قبل بیان کردم - و به دیگران
بدبین هستند.
متدینان متعقل افرادی هستند که اولاً خودشان را در زمان حال
میبینند و میگویند من فعلاً این هستم، در گذشته هر چه بودهام،
آن گذشته است، من الان این هستم و ثانیاً میدانند که نمیتوانند
از تحت تأثیر گذشتۀ خودشان بیرون بیایند، هر انسانی از هر که
بگریزد از گذشتۀ خود نمیتواند بگریزد و ثالثاً اینکه تواناییهای
خود را نه بیشتر از حد میبینند و نه کمتر از حد؛ تقریباً نیمی از
اوصاف اخلاقی دینی به این موارد بر میگردد، یعنی متدینان متعقل
فرزندان این طرز تلقی و نگرش هستند که اولاً خودشان را در حال
ببینند، ثانیاً بدانند که گذشته یک باری است که بر دوششان است و
انسان نمیتواند بار گذشته را از شانۀ خود بر زمین نهد و سوم هم
اینکه تواناییهای خود را نه ارزیابی بیش از حد بکنند و نه ارزیابی
کمتر از حد.