
يکي از واقعيتهاي يک
جامعه
وجود قشري به نام
فواحش (روسپي) است. آنها در گذشته مردمان قابل تاييدي
بودند، زناني
بودند که در معابد بين راه زندگي ميکردند و خود را وقف خدا
يا الههاي کرده
بودند. اين زنان تمام عمر را به خدمت به مسافران بين راهي
ميگذراندند. با
به قدرت رسيدن اخلاقيون بساط آنان نيز کم و بيش برچيده شد
و در نتيجه به
قشرهاي پنهان جامعه پناه بردند، اگر چه باز هم زير چکش
اخلاقيون قرار
داشتند. اخلاقيوني که هر جا اسمي از فواحش ميآمد چهارچوب
بدنشان ميلرزيد
زيرا که آنها پوچي و توخالي بودن برخي افکار
تندگرايانهشان را
نشان ميدادند.
اين پسزدگي
اجتماعي باعث
شد تا کم کم
فحشا به يک تجارت مبدل شود. در واقع اشکال فواحش همين بود که
آنها احساسات
زيباي ناشي از روابط جنسي را با پول تعويض کردند و در نتيجه
ارزش آن را تا
سر حد يک کار کثيف و آلوده پايين آوردند. اين نمايش شکست
خورده باعث شد
تا اخلاقيون بدتر از گذشته جيغ و فرياد به راه بيندازند!
شايد چون فکر
ميکردند اگر از چيزي حمايت نکنند مسئوليتي نيز در قبالش
ندارند.
حرف اول) نگاه
مغرضانه به زنان.
گمانم اين است
که همانطور که
عفت وپاکداني يک جنبه مسايل جنسي به حساب ميآيد، فحشا نيز
بعد دوم آن
ميباشد. بعدي که جامعه گذشته و کنوني ما شرمگين از ابراز
کردن آن ، اما
ناگريز از پرداختن بدان هستند. نکته مهم اين است که تا نام
فحشا به ميان
ميآيد در ذهن همه تصوير يک زن هرزه و کريهالمنظر نقش
ميبندد. اما اين
يک ظلم ديدگاهي است. زيرا به نظر حقير مرداني که با آنان
همبستر هستند نيز
بايد جزو فواحش به حساب بيايند. اين مردان، انسانهايي
هستند که به دليل
عدم تربيت صحيح و قاعدهمند جنسي مدام نياز به ايجاد يک
ارتباط جديد
دارند. شايد درستش اين باشد که بگوييم ما بدليل وجود فواحش
مرد نياز به فواحش
زن پيدا کردهايم! اين دو گروه لازم و ملزوم يکديگر
هستند و براي
کنترل جامعه دسترسي آنها به يکديگر ضروري ميباشد.
اشتباه ديگر
تفکر غلط زنهاست. خانمها و دخترخانم هاي عزيز! اينکه يک زن
مانند انساني
عقبمانده فکر کند که تنها زماني مي تواند چنين رابطه اي
داشته باشد که
شوهرش بخواهد، يک فکر پوچ و غلط ميباشد. واقعاً ميخواهيد
بدبخت شويد. يک
مرد بايد حس کند که زنش نيز از چنين روابطي لذت ميبرد و
خواهان آن است.
در غير اين صورت زن به راحتي مرد را (ناخواسته) به بيرون
از اتاق خواب
پاس خواهد داد! کمي عاقلتر برخورد کنيد. اگر به صرف تفکرات
قديمي از رابطه
جنسي فرار ميکنيد و يا در حق و شان خودتان نميدانيد که
از اين پديده
لذت ببريد به زودي مرد و همراه شما با کسي خواهد خوابيد که
به عکس شما از
اين رابطه لذت ميبرد!
از بحث منحرف شدم.
قصد
اين بود که بنويسم
که فاحشهها (روسپيها) نيز انسان هستند و فقط از برخي
ابعاد مثل
رفتگرهاي بدبخت و زحمتکشي ميمانند که شغلشان مقبول اجتماع
نميشود. اما
آنها واقعا وجودشان براي کنترل سلامت جنسي اجتماع ضروري
است. چون اگر اين
گروه در جامعه نباشند مردان فاحشه به قسمتهاي ديگر سيب
گاز خواهند زد!
چشمانتان را باز کنيد! اين يعني همين بحران دزديده شدن و
مورد تجاوز قرار
گرفتن دانشجويان و و دانشآموزان بيگناهي که روزنامههاي
ما تنها يک دهم از
خبرهاي آن را با اجازه ... چاپ ميکنند. فاحشهها
انسانهايي تنها
هستند، آنها واقعا مريض نبودند که عليه غريزه بجنگند فقط
شرايط اجتماعي و
فرهنگي آنان را به اين سمت هل داده است. شرايطي که اگر
براي ما هم پيش مي
آمد متاسفانه ممکن بود خيلي بهتر از آنها نباشيم.
آنها هميشه تهمت
ميخورند، در خطر بيماري هستند، همواره به عنوان
پستترين قشر
اجتماع از آنها ياد ميشود، ارزششان لحظهاي است و پس از
سيرابي و ارضا شدن
ديگران مثل يک چاي کيسهاي مصرف شده به درون آشغالها
انداخته ميشوند.
ميدانم که
آنها ياد گرفتهاند که ديگر اشک
نريزند چون کسي
آنها را انسان نمي داند، ياد گرفتهاند حرص نخورند چون در
زندگي داراي هيچ
ايدهآلي نيستند، ياد گرفتهاند کسي را دوست نداشته باشند
زيرا تا پايان
عمر هيچ کس عاشق آنان نخواهد شد، ياد گرفتهاند با ترس
زندگي کنند،
زيرا هر لحظه امکان مرگشان ميرود.
بدبختانه آنها
ياد
گرفتهاند فقط
به خاطر پولي که ميگيرند بايد به زير پاي مرد يا مرداني
بيفتند تا وي او
را به انجام هزار و يک خواسته طبيعي و غير طبيعي وادارشان
کند. تا بتواند
شايد مردانگياش را به رخ او بکشد، و از درد کشيدنش و صداي
زجر و نالهاش
لذت ساديسميک ببرد. آيا بايد به اين قشر جامعه احساس تنفر
داشت يا احساس
تاسف!
حرف دوم) با شعور
زندگي کنيد!
طرف
صحبتم با برخي از
شما پسرهاست. آن دخترخانمي که از روي علاقه و حس لطيف
جنسي با شما همراه
ميگردد يک فاحشه نيست! اگر چنين فکري ميکنيد آدم
بسيار احمقي
هستيد! او در حال پاسخگويي به اين نياز طبيعي خود است و در
اين ميان به شما
هم افتخاري داده تا به اين مهم دستيابيد. اين چه حرف
کثيف و زشتي است
که برخي ما پسران ميزنيم که دوستدخترمان را بياوريم به
خانه تا با او
ارتباط جنسي برقرار کنيم. شرم بر بعضي از ما پسران باد!
شرم! شرم!
اگر او هم به
شما چنين محبتي کرده به خاطر علاقهاش
به خودتان بوده
و نه ارضاي شما. او يک انسان است و نه يک عروسک. اين تربيت
غلط جنسي شماست
که موجب شده تا حد يک حيوان پست شويد. شما بايد بدانيد يک
رابطه جنسي
طبيعي و عاشقانه يک رابطه دو طرفه است و تنها رابطه با يک
فاحشه يک رابطه
يک سويه ميباشد. چنانچه هنوز قدرت تشخيص تفاوت اين دو را
نداريد جدا بايد
فکري درباره خودتان بکنيد. هر مردي مسلما اگر با فرهنگ
جنسي فواحش بزرگ
شود حاضر به از خود گذشتگي در قبال همسرش نخواهد بود و آن
وقت تبديل به
فردي خودخواه در امور زناشويي خواهد شد تا در نهايت زندگي
خود را نابود
کند. باز هم خودش به درک! چرا مايه بدبختي يکي ديگر ميشود!؟
چرا؟
خواهش ميکنم
نشان دهيد از آن دسته پسراني نيستيد که ارزش
اعتماد کردن
ندارند، ثابت کنيد از آن دسته افرادي نيستيد که ارزش وجودي
ندارند.
چرا بايد طبيعي
ترين غريزه خدادادي را اينگونه لگد مال و زشت جلوه دهيم؟
بگذاريد هر چيز به
گونهاي طبيعي رخ دهد.
يا حق
رفيق شما
آرش قميشي.
بیوگرافی
و ارتباط با آرش قمیشی