:::[ اسکي روي يخ !!رش قميشي) ]:::

 

 

اسکي روي يخ يک ورزش لذت بخش در خيلي از نقاط دنيا است که شادي و نشاط زيادي به روح و جسم آدم مي بخشد، اما همه کساني که به آن مي پردازند حتما مي‌دانند که اگر جهت‌ها را به خوبي تشخيص ندهند و تعادلشان را حفظ نکنند به جاي ذوق لذت چيزي جز درد زمين خوردن و رنج آسيب ديدن نصيب‌شان نخواهد شد. خيال مي کنم،‌ برخي از روابط موجود در زندگي ما، درست مانند اسکي کردن روي يخ باشد. لذت بخش يا لذت سوز!

                                                                                        

اگر شما در دنياي واقعي رفيق من بوديد، چند خصوصيت يا بهتر است بنويسم عادت خوب و بد پيدا مي کرديد. يکي قهوه خامه خوردن زيادي، يکي مدام ادکلن زدن و يکي هم جمع‌بندي کردن! الان هم تصميم دارم قبل از شروع موضوع بعدي يک جمع‌بندي از يک سري قضايا انجام بدهم و برخي چيزها را روشن کنم. اصولا وقتي نوشته‌هايم را روي نت مي گذارم، دو سه روز را اختصاص مي دهم به خواندن نظرات و يا ايميل‌هايي که ارسال مي‌شود. از آنجايي که بعضي سئوال‌ها مشترک هستند همين جا جواب مي‌دهم تا عده زيادي از رفقا بتوانند جواب‌ انفرادي‌شان را به قول پرزيدنت احمدي‌نژاد بصورت هياتي دريافت بکنند.

 

پاره‌اي چند از دختر خانم‌ها و آقا پسرهاي عزيز نامه مي‌نويسند و مي گويند که آرش، تو داري با اطمينان زيادي درباره دخترپسرها حرف مي‌زني و واقعا برخي از ما جزو هيچ کدام از دسته بندي‌هايت نيستيم. خوب ببينيد رفقا، اول اينکه سعي مي کنم در نوشتارم از کلماتي مثل «همه» يا «هميشه» به ندرت استفاده کرده و هيچ وقت نظراتم را عموميت ندهم، در عين حال بنده يک متخصص روان‌شناس يا جامعه شناس نيستم که بتوانم روي يک موضوع با اشراف علمي و آکادميک بحث کنم. لذا تنها نظر ، تجربه و نتيجه مطالعات خود را مي‌نويسم. اصلا خيال نکنيد يک بابايي تالاپي از آسمان افتاده پايين و مشغول ارائه نظرياتي در طبقات وحي منزل است! نه دوستان، شما از طريق اين نوشته‌هاي ديجيتالي صرفا نظريات يک جوان 27 ساله خيلي معمولي را مي‌شنويد که دوست دارد اگر کسي وقت و فرصتش را دارد، علاوه بر تعجب از گران شدن قبض موبايلش ، انتخاب نوع لباس براي ميهماني فردا شب و يا کتکي که قرار است از پدر نوش جان کند، به حرف‌هاي او نيز فکر کند. شايد برايش يک تلنگر باشد، شايد هم نباشد!

 

بخش مهمي از نامه‌هايي که دريافت مي‌کنم به دختران و پسران جواني اختصاص دارد که بطور پيوسته روش‌هاي جذب کردن و دوست شدن با جنس مقابل را طلب مي‌کنند. اول اينکه بنويسم روي کلمه «جنس مقابل» تاکيد مي کنم، چرا که در بسياري از کتاب‌هاي روان‌شناسي بازاري يا روان‌شناسان بازاري اين کلمه به صورت «جنس مخالف» به کار برده مي‌شود. اين يک ترجمه غلط و تصور غلط‌تر است، زيرا داستان اين دو جنسيت قضيه خربزه و عسل نيست. و دوم، ببينيد دختر خانم‌هاي محترم، گمان مي‌کنم پسرها صفر و يکي عمل مي کنند! يعني يا از يکي خوششان مي آيد يا نمي آيد. اگر خوششان بيايد که معادله به جوابش رسيده، اگر هم خوششان نيايد واقعا هيچ کاري نمي‌توان انجام داد.

 

آمريکايي‌هاي يک عبارت عاميانه‌اي دارند که خيلي آموزنده است، آن عبارت اين است «I'm not your type» و معني غيرلفظي آن مي شود اينکه ما دو تا مثل هم نيستيم! آن چيزي که جالب‌تر است اين است که وقتي يک دختر يا پسر از ديگري در آغاز آشنايي يا مدتي بعد از آشنايي اين جمله را مي‌شنود ديگر وقتش را تلف نمي کند و با اصرار بي خود به شخصيت خودش رب گوجه فرنگي نمي‌پاشد! اي کاش اين فرهنگ هم در ايران جا بيفتد و افراد بتوانند درک کنند که ديگران حق دارند درباره دوست داشته شدن نيز حقي براي انتخاب داشته باشند.

 

چند آقا پسر و يک خانم متاهل طي يادداشتي که گذاشته بودند ، اظهار کردند که اين تزهايي که تو براي روابط جنسي در اين جامعه داري و راحت برخورد کردن با پسرها در ظرفيت پسران ايراني نيست! بنده اين ادعاي آن‌ها را براي 85% پسران مي پذيرم، اما اين ادعا را هم دارم که 75% دختران ايراني هم ظرفيت ساده‌ترين دوستي‌ها را ندارند و سريع عاشق مي‌شوند و به بيان عميق‌ترين احساسات مي‌پردازند و بعد هم احتمالا درباره ازدواج فکر مي کنند! اما واقعا چه مي‌شود کرد! به نظر شما از يک جايي نبايد شروع کرد؟ اين واقعا يک فاجعه است و خودمان بايد سعي کنيم کنترلش کنيم.

 

در نهايت از بابت نظرات و نقدهايي که براي مطالب مي‌گذاريد بسيار سپاسگذارم. از اينکه بخش زيادي از شما درک مي کنيد که حتي چنانچه نظرات آرش قميشي قابل قبول نباشد، نبايد به شخصيت و شرايط زندگي او حمله کرد ممنونم. خوشحالي مضاعفم از اين است که مي بينم در اين دنياي به شدت بي‌انصاف، هنوز رفقاي من با انصاف هستند و انتقاد منصفانه نسبت به جنس خودشان را مي‌پذيرند. واقعا اين مهم براي باعث افتخارم است. نکته آخر اينکه، بدون هيچ دوز و کلکي مي‌نويسم که آرش تا جاي ممکن سعي کرده که انساني با ايمان و معتقد باشد، اما او به آزادي بيان و استقلال‌هاي فردي نيز براي تمام جوانان اعتقاد شديدي دارد و اين عقيده شخصي اوست. به نظر نگارنده اينکه آرش چرا مغرور است، اينکه کيفيت زندگي‌اش چگونه است، خودش اهل عمل به مطالبش هست و يا بدتر از همه اينکه در آپارتمانش با چه کساني رفت و آمد مي کند و ... روش‌هاي درستي براي انتقاد نيستند.

 

خوب خيلي سريع مطلب را بنويسم چون بعد از نوشتن مطلب بايد بروم سراغ اينترنت و آخرين جستجوهايم براي مطالعه مشخصات گوشي K800  که خيلي دوست دارم يکي‌اش را داشته باشم، هر چي نباشد معاون سخت‌گير کلوب نت خاموش مطمئنا چيز بد و معمولي  انتخاب نمي‌کند. (لبخند)

 

فرض کنيد که از يک پسر بپرسيم تا به حال دوست دختر (با تکيه و توجه روي بخش دوم آن) داشته‌اي يا نه؟ به احتمال زياد جواب آري مي‌دهد. اما اگر فيلم را برگردانيم و دوباره همان سئوال را از او بپرسيم که دوست دختر داري و اين بار با تاکيد بر روي کلمه دوست، بعيد مي‌دانم معني سئوال را متوجه شود و جواب درستي بدهد! تزها و نظريه‌هاي وقيح و پشت‌کوهي چون «ترتيب دخترها را بايد داد و ولشان کرد» يا «پسرها را بايد تشنه تا لب آب برد و برگرداند» جملگي باعث شده تا معني دوستي ميان غالب دختران و پسران ايراني چيزي در حد دادو ستد و يا تجارت خرده فروشي سکس باشد! در اين ميان چه کساني يک اردنگي جانانه مي‌خورند؟ همان دختران و پسران! چون از مزايا و لذت دوستي واقعي و درست و حسابي با جنس مقابل خودشان محروم مي شوند.

 

تو را به خدا،‌  تا به حال از خودتان پرسيده‌ايد چرا بايد با يک پسر يا يک دختر دوست شويد؟‌ تا به حال با 100 دختر يا پسر دوست شده و عوض‌شان کرده‌ايد، از زندگي‌تان راضي هستيد و اتفاقا با دوستان از جنس خودتان نيز حسابي حال مي کنيد، پس چرا بايد بدون دلايلي محکم با يک جنس مقابل رابطه برقرار کنيد؟ نمي‌توان 2007 دليل منطقي براي فوايد دوستي با جنس ديگر آورد اما چندين علت مهم مي‌توان به زبان آورد که ثابت مي کند دوستي صرف و بدون سکس با يک غير هم‌جنس مي‌تواند از ده‌ها دوستي با وجود سکس ، بهتر و انرژي‌بخش‌تر هم باشد. لذا قصدم پيشنهاد اين ذهنيت به شماست که لازم نيست به قضايا هميشه از پشت عينک جوشکاري نگاه بکنيد!

 

ببينيد رفقا، نوع نگاه جنس مقابل به دنيا بيشتر اوقات متفاوت است! نه اينکه فکر کنيد اطرافشان را مثلاً از ته شيشه نوشابه نگاه مي کنند، از تو لوله ، نه اصلا! بلکه آن‌ها چيزهايي را در اين توپ جهاني مي‌بينند که يا شما نمي‌بينيد، يا که اگر مي‌بينيد متوجه نمي‌شويد! نکته بد ماجرا اينست که دختران (از دست اين دخترها من آخر خودم را مي‌کشم!) به هيچ وجه چيزهايي را که مي‌بينند با غير از دوستان خودشان در ميان نمي‌گذارند و ظاهرا اين تفاصيل را جزو در صندوقچة‌ اسرار سني خودشان نگاه مي دارند! نتيجه‌اش مي‌شود  اين که تنها راهي که بتوانيد اين اسرار را از ذهن او استخراج کنيد و با بينش او به دنيايي اطرافش آشنا شويد اين است که با او دوست باشيد. به همين راحتي! (در ايران بخوانيد به همين سختي!) هزاران نکته جالب و طلايي در محيط اطراف شما وجود دارد که يک دختر مي‌داند اما به پسرها نمي گويد! حالا چرا؟ برويد از نيوتن بپرسيد! مثل اينکه اکثر دختران وقتي براي اولين بار يک پسر را مي بينند به کفش و جوراب‌هايش پيش از همه دقت مي کنند يا اينکه حالت چشم‌هاي يک پسر چقدر براي آن‌ها مهم است و مسايلي ديگر که در هيچ کتابي نوشته نشده و نخواهد شد. (خنده)

 

ببخشيد که اينقدر رک مي نويسم اما برخي پسرها زماني که قلبشان تالاپي مي‌افتد روي کف خيابان و براي امر خير مصرف گل رزشان بالا مي‌رود اصلا نمي‌فهمند اين کسي که دارند برايش مي‌ميرند و شلوار و بند و بساطشان را خيس مي‌کنند ممکن است يک دختر خانم دروغ‌گو، بي‌وفا و يا بدتر از همه مارموز باشد! مطمئنا آقا پسرها در اين موقع اگر بميرند هم براي هم‌فکري سراغ دوست پسرشان نمي‌روند چراکه خيال مي کنند ممکن است بدو حسادت کرده و طرف را از دستش دربياورند، به همين دليل در چنين لحظاتي داشتن يک دوست خوب در ميان دختران واقعا به داد آدم مي‌رسد و او مي‌تواند يک ضربه کاري نثار کله مبارک ما کند تا چشم‌هاي کورمان باز شود و ببينيم در حال سقوط از چه ارتفاعي هستيم! خوب حالا ببينيد، همه حرف‌هاي بنده برعکسش هم صادق است، لذا خودتان جاي پسر و دختر را در پاراگراف بالا عوض کنيد و از اول بخوانيد!

 

مي‌دانيد رفقا، دختران يک ويژگي خيلي شگفت‌انگيز دارند که اصولا در پسرها چهارمثقال از آن را هم نمي توانيد پيدا کنيد! (البته استثنائات هميشه در ميان ما زندگي مي‌کنند) آن هم فاکتور دلسوزي و محبت بدون چشم‌داشتي است که نسبت به دوستانشان دارند. مثلا مي‌توانيد به تلفن همراه دوست‌تان که يک دخترخانم است زنگ بزنيد و از او بخواهيد براي خريد پيراهن يا يک گوشي تلفن همراه، شما را همراهي کند. شک نکنيد که  بنده خدا از صبح تا شب به دنبال شما از اين فروشگاه به آن فروشگاه مي آيد تا به جنس موردنظرتان برسيد و خوش‌تيپ و نو نوار بگرديد و بعد هم احتمالا با کمال پرويي برويد به قول بعضي‌هايتان مخ يکي ديگر را بزنيد! اما حالا يادتان باشد، همه حرف‌هاي بنده اصلا مثل پاراگراف قبلي عکسش صادق نيست، لذا بي‌خود خودتان جاي پسر و دختر را مثل پاراگراف بالا عوض نکنيد که در اين صورت نتيجه گيري تماماً آب‌دوغ‌ خياري نصيب تان مي شود! در اين يک مورد دور پسرها خط بکشيد مگر اينکه با يک استثنا در زندگي‌تان طرف باشيد.  

 

حالا از اين به بعد من هرجا نوشتم «دوست ـ دختر» معني‌اش يعني يک دوست خيلي خوب از جنس دختر، اما کسي که لزوما با او سکس نداريد و مثل يک رفيق پسر با شما ارتباط دارد. همچنين از اين پس موضوع من تنها دختران فهميده است و بس. تا اينجا با توجه به حرف‌هايي که زدم حس مي‌کنم يک عده قلقلکتان آمده که تجربة داشتن يک دوست از جنس ديگر را صرفا به عنوان يک رفيق بدون سکس حس کنيد. واقعا بايد ديد اين پديده هم مي تواند وجود داشته باشد؟ مي‌خواهم حقايقي را با شما در ميان بگذارم. پسرهايي را ديده‌ام که سال‌ها به قول خودشان به زدن مخ دختران، يا به اصطلاح خودم سيب تعارف کردن مشغول بوده‌اند اما هرگز نتوانستند با يک دختر دوست بمانند! گند زده‌اند به ريخت و رفتار خودشان و طرف‌شان! در مقابل آدم‌هايي را ديده‌ام که هيچ وقت حتي روي گفتگو با يک دخترخانم را نداشته‌اند اما اين موفقيت را داشته‌اند با عده زيادي از دختران به معناي واقعي دوست بشوند! به قول يکي از دوستانم به طرز جالب و مناسبي اين کار را کرده‌اند! لذا از حالا که ادامه مطلب بنده را مي خوانيد هر چه در مورد دوستي با دخترها بلد هستيد براي چند دقيقه فراموش کنيد! و موقتا از روزنه آرش به نگاه کنيد!

 

دوستي ميان دخترها ، با رفاقت ميان پسرها دو فرق تلسکوپي دارد! نکته کم اهميت‌ترش اين است که دختران با دوستانشان بسيار راحت‌تر حرف مي‌زنند در نتيجه بقچه رودربايستي را گره مي‌زنند و مي‌گذارند کنار. اما نکته پراهميت‌تر و تند و مکزيکي‌اش اين است که بين صميمي‌ترين شبکه‌هاي دوستي دختران، کانال‌هاي عظيم حسادت، غيبت و زير آب زني در جريان است. يک چيزي مي گويم و يک چيزي مي‌شنويد! يعني برخي از دخترها در عالم دوستي بلاهايي سر همجنسان خودشان مي‌آورند که پسرها خوابش را هم نمي‌توانند ببينند! شازده پسرها ترسيديد نه!؟  نشد ديگه! ‌ نکته در اين بود که آن‌ها اين بلا را گاهي تنها بر سر هم‌جنسان خودشان مي‌آورند! لذا خيلي کم پيش مي‌آيد که زير آب شما را بزنند. فکر مي کنيد چرا؟‌ اين يکي را هم البته از نيوتن بپرسيد!

 

خوب رفيق، سئوال مهم چيست؟ اگر اشتباه نکنم توي مخ خيلي از شما يک موج سينوسي دارد مدام به اين طرف و آن طرف جمجمه‌تان تلنگر مي‌زند که خوب پس، چگونه مي‌شود با يک دختر خانم دوست شد؟ خوب گوش کنيد، در ايران و خيلي از کشورهاي جهان سومي هر دختري که با يک پسر در حالت عادي روبرو مي‌شود که مي‌خواهد سر صحبت را باز کند، رسيورش با وجود پارازيت‌هايي با طول موج تجربه شروع مي کند به يک کدگذاري بي‌رحمانه تا پيش‌بيني و تحليل نمايد هدف اين پسر از صحبت کردن چه مي‌تواند باشد؟ خوب، اولين چيزي که به ذهنش مي‌رسد چيست؟ اين رسيور يک تصوير مهم را مخابره مي کند. سکس!

يک‌سانتي‌متر اين سو يا آن سوتر هم نمي‌رود، و فقط سکس!

 

 اين يکي از بدترين نتيجه گيري‌هايي است که يک سيستم مريض اجتماعي به خورد جوان ايراني داده است، چه آن بخش که مربوط به پروراندن پسران گرسنه به سکس است و چه آن قسمت که پدران و مادران و سيستم دولتي و آموزش و پرورشش با القاي احمقانه اين حس به دختران آن‌ها را ترسو و به شدت پارازيت‌زده بار مي‌آورند.  لذا پيش‌فرض غالب دختران طبيعتا اين است که هر پسري در نهايت به او به چشم يک هم رختخوابي در سطح بالش و پتو نگاه مي‌کند، طبيعي است که  اولين جواب دختران معمولا اين است : نه!

 

سئوال بعدي اين جاست که خوب پس با اين وجود چرا بسياري از دختران بالاخره موافقت مي کنند؟ جواب شخصي‌ام اين است که اين اتفاق مي افتد چون حداقل يک درصد فکرهايي مي‌کنند مثل اينکه ما پسرها آدم‌‌هاي باشعور و فهميده‌اي هستيم ، ظرفيتش را داريم و او را واقعا به عنوان يک دوست ـ دختر انتخاب کرده‌ايم. ، يا نه ممکن است فکر کنند پدر و مادر و دولت اشتباه کرده ‌باشند، ممکن است هم بدتر از آن زيادي حس باهوشي مي کنند و مطمئنا اشتباه نکرده‌اند يا حتي متاسفانه گرسنه محبت باشند. نمي دانم اين مساله اما دلايل متفاوت دارد. مي‌دانيد بچه‌ها؟ وقتي از محل کار عصرها پياده تا ميدان ونک قدم مي زنم در مسيرم دختران بسياري را مي‌بينم که سيگنال‌هاي نامرئي زيادي به اطرافشان مي‌فرستند با اين پيام که «من به يک دوست ـ‌ پسر احتياج دارم» ، «آيا هيچ پسري نيست که بدون سکس و بدون خودخواهي به من نگاه کند و از من حمايت کند؟» ، «پسري هست که مرا تنها براي خودم بخواهد و به من محبت کند؟»

 

آن چيزي که مغز مرا به درد مي آورد اين است که در اين مملکت اکثر دختران به دنبال يک دوست‌ ـ‌ پسر مي‌گردند اما بيشتر اوقات چيزي که نصيب‌شان مي‌شود پسري است که به خاطر کمبودهايي که اجتماع و خانواده‌اش مثل يک سرنگ به او فرو کرده و يا شايد هم به خاطر بيماري جنسي نهفته‌اش، براي ملاقات در رختخواب يا کاناپه هر حيله و ترويزي به کار مي‌بندد. اوه! ‌خداي من،‌ لعنت بر بعضي از ما پسران! يک لعنت کاملا جاوداني!

 

حال فکر مي کنيد پيشنهاد يک دوستي به يک دختر خانم بايد کار چندان مشکلي نباشد، درسته؟ نه غلط است! خوب دقيقا همين طور نيست، سخت‌ترين کار اين است که اين پيام را به او برسانيد که در رابطه ما چيزي به اسم سکس وجود نخواهد داشت. به هزار و يک سئوال شرلوک‌هلمزي جواب داده و به او بفهمانيد که بابا جان، مي خواهم تنها براي تو يک دوست خوب باشم. به همين دليل از آنجايي که با يک بشر خنگ طرف نيستيد مطمئنا بايد دليلي قانع کننده و منطقي براي آغاز اين ارتباط داشته باشيد، ويژگي مهمي در شخصيت يا شغل يا زندگي او که دليل خوبي براي شروع يک ارتباط مشترک باشد. مي‌توانيد از ايشان بخواهيد حتي در مواردي به شما کمک کنند. در ضمن يادتان باشد دختران ايراني عاشق اين هستند که نقش فرشته نجات را بازي کنند و ديده‌ام در اين هنگام گارد دفاعي خودشان را ناگهان پايين مي‌آورند.

 

تا اينجا من با شما درباره چه صحبت کردم؟ درباره اين که مي‌خواهيد با يک دخترخانم ارتباطي ثروتمند از لحاظ اخلاقي و هوشمندانه از لحاظ رشدي که به شخصيات هردويتان مي دهد؛ برقرار کنيد. اما مشکل اينجا بود که دختران به سختي مقابل شما جبهه سرد مي‌گيرند و به دليل کنترپوان بدصدايي که در جامعه ما وجود دارد هميشه فرض را بر عدم اعتماد مي گذارند، نتيجه اين که خيلي از انتظارات و پيش‌بيني‌هايتان ممکن است مثل حرف‌هاي کارشناس هواشناسي تلويزيون ما هيچ‌وقت که درست از آب درنيايد که هيچ، فکتان‌باز بماند که چرا در هواي آفتابي زنجير چرخ بسته‌ايد!‌ يا مثلا در حالي که انتظار روزهاي آفتابي داشته باشيد،‌ سيل بيايد و زندگي‌و ريخت‌تان  را بشورد!  پس براي شکست اين ديوار بي اعتمادي ، درست از آب درآمدن پيش‌بيني‌ها و  نشان دادن حسن نيت‌تان بنده قصد دارم اين مطلب را با جزئيات بيشتري در هفته آينده ، با عنوان «کلاويه‌هاي يک پيانوي»  ادامه مي دهم.

 

چيزي که دوست دارم روي آن بحث کنيد اين است که واقعا به نظر شما داشتن يک دوست ـ دختر (پسر) امتياز آن هم در اين جامعه خاصي محسوب مي‌شود؟

 

مي‌ماند يک نکته که مايلم برايتان بنويسم، اينکه هميشه براي باختن هم آماده باشيد! اين خيلي مهم است. چون اگر پيروز شويد لذتي وصف‌ناپذير خواهيد برد و اگر ببازيد تنها به نتيجه دلخواه‌تان نرسيده‌ايد و اين اصلا مهم نيست. ببينيد بچه‌ها، واقعا خيلي براي همة شما احترام قائل هستم اما بگذاريد يک قضيه را خيلي رک بگويم ، و آن اينکه برخي از شما‌ اجازه‌مي‌دهيد مثل يک انار شيرين آبلمبو شويد و بدتر از آن با جمع‌جور نکردن خود، توسط ديگران مکيده شويد. هرگز از ياد نبرِِيد که اگر بر شرايط مسلط نشويد، همان شرايط مثل ِيک بچه پررو حالتان را خواهد گرفت! اين قانون نانوشته روزگار است و شخصا به دليل بلاهايي که در زندگي بر سرم نازل شد اگر رعايتش نمي کردم تاکنون اسير ده ها مشکل رواني بودم، لذا تمرين کرده و آموختم همواره به افق هايي بهتر نگاه کنم. واقعا گاهي لازم است بگوييد به جهنم که اين طور شد! به درک که اين اتفاق افتاد! دنيا پر است از چيزهاي خوب! باور نداريد؟ برويد از نيوتون بپرسيد!

 

رفيق شما

يا حق

آرش قميشي

بیوگرافی و ارتباط با آرش قمیشی

 

   
Copyright © 2005 Farshad7.com All Rights Reserved