:::[ پاسخ به پيامي در وبلاگ khorshidkhanoom.com ]:::


شبهاتي در سايتها و وبلاگ هاي مختلف مطرح شده است كه مخاطبان محترم پاسخ آنها را از استاد درخواست نموده اند ايشان پس از ملاحظه كامل پاسخ ها را ارائه فرمودند از آن جمله :

در وبلاگي به نام
khorshikhanoom.com مقاله اي آمده كه دليل بر كم اطلاعي نويسنده وضعيت زمان حضرت حسن و حسين است و اين كم اطلاعي موجب قضاوت نا رواي او شده است .

او به صورت پرسش فرزندي از مادرش نوشته :
راستي مامان چرا تاريخ امام حسين را بيشتر از امام حسن تحويل مي گيرند ظلمي كه حسين به خاطرش قيام كرد چه ظلمي بوده ... سرتمام منبرها از بريده شدن دست ابوالفضل حرف هست اما از آرمان ابوالفضل حرف نيست... چرا ما نبايد دليل همه قوانيني كه مذهب ميگه بدونيم _ چرا از طرف خدا كه ذاتش عدله دستور اومده كه زن ها حجاب داشته باشن اما مرد ها لازم نيست حجاب داشته باشن و...

1_ نويسنده مقاله به اين حقيقت توجه نفرموده كه هر شخصيتي به خاطر برخورد با حوادث زمانش فضائي برابر آن حوادث و گاهي به گستردگي زمان مي سازد و عنايت ننموده كه در زمان حضرت امام حسن اصل دين و ريشه اسلام مورد تهديد جدي نبوده و زمان از جانب حضرت حسن نرمشي قهرمانه لازم داشته كه چهره منافقانه معاويه را روشن كند و در اين زمينه كتاب هاي بسيار پر ارزشي از جمله صلح امام حسن نگارش يافته ولي زمان حضرت حسين قرآن و اسلام مورد تهديد جدي قرار گرفت لذا آن حادثه دل خراش كه بعدا مايه حفظ دين و شكست فرهنگي دشمن شد پيش آمد و چون موضوع حادثه كشته شدن مظلومانه هفتاد و دوتن و اسارت حرم رسول الله بود موجي عظيم كه در قلوب مردم حرارتي عاطفي ايجاد كرد و بر فراز زمان و مكان قرار گرفت پديد آورد.

2_ نويسنده گفتار چند روضه خوان بي سواد و اندكي مداح بي سواد تر را كه البته جز مشتي مطالب بي اساس تحويل نمي دهند و همه دانشمندان و انديشمندان با مطالب آنان مخالف اند ملاك قضاوت قرار داده و بي خبر از كتاب هاي بسيار مهمي كه در فلسفه قيام امام حسين نگاشته شده و متجاوز از صد ها كتاب است و بي خبر از سخنراني هاي عالمان انديشمند امثال آيتي ها، مطهري ها، فروزان ها، راشد ها خود را ناراحت جلوه داده كه چگونه پاي منبرها به مشتي خزعبلات و افسانه گوش دهد!

نويسنده چه خوب بود به آن گونه منبرها و منبري هاي عالم و فيلسوف و عارف و دانشمند يا به نوشته هايشان مراجعه كرد تا بر خلاف و جدان انساني و ا خلاقي اينگونه قضاوت نمي كرد.

3_ اي كاش نويسنده به كتاب فلسفه هاي قوانين اسلامي ((علل الشرايع)) دانشمند بزرگ شيخ صدوق و به 11 جلد نوشته هاي دانشمند زمان هاي فلسفي ، و نوشته هاي شهيد باهنر و شهيد بهشتي، و مقالات هاي جناب آقاي مكارم شيرازي در تاريخ 40 ساله مجله مكتب اسلام مراجعه كرد تا ببيند چگونه با دليل و برهان فلسفه قوانين اسلام بيان شده و اينگونه بدون اطلاع قضاوت نمي كرد و تهمت روا نمي داشت، اميدوارم نويسنده محترم به خود زحمت مطالعه در متون استوار اسلام بدهد.

4_ نويسنده مي نويسد خدا ذاتش عدله چرا در حجاب ميان زنان و مردان امتياز قائل شده بايد براي مردان هم حجاب مقرر مي كرد تا عدالت مراعات شود!!

نويسنده بخاطر بي خبر بودنش از مفهوم لغت عدالت به چنين قضاوت ناهنجاري دچار شده او اگر به خود زحمت مراجعه به كتاب هاي لغت مي داد كه عدل عدالت به معناي هر چيزي را در جاي معين خود قرار دادن است گرفتار قضاوت غلط نمي شد.

از نويسنده بايد پرسيد چرا خداي عادل كه حاملگي و شيردادن و قاعده شدن در ماه را جهت سلامت رحم زن براي زن قرار داده براي مرد قرار نداده؟

چرا براي گردو كه وزنش اندك و حجمش كوچك است درخت با آن عظمت قرار داده ولي براي خربزه و هندوانه بته سبك و خزنده؟

چرا براي همه موجودات زنده سم و دم قرار نداده؟

چرا همه ثوابت و سيارات را هم وزن و هم حجم هم قرار نداده ؟

چرا همه انسان ها را پيامبر و امام قرار نداده، چرا فرد فرد انسان ها را ابن سينا و انشتاين قرار نداده؟

و ميليارد ها چرا ي ديگر كه نويسنده از عمق يكي از اين مسائل خبر داشت و مفهوم عدالت را مي دانست نسبت به احكام مرد و زن و قوانين ارث و ... دچار قضاوت نابجا نمي شد.

پايگاه استاد حسين انصاريان
 

   
Copyright © 2005 Farshad7.com All Rights Reserved