:::[ برترين انسانها از منظر اسلام ]:::


انسان ، به عنوان مخلوق ویژه خداوند بر روی زمین دارای زوایای پیچیده شخصیتی است که ارزشهای او را رقم میزند . راهیابی به عمق این ارزشها و درک مفهوم اصلی انسانیتِ انسان امری شیرین و در عین حال بسیار سخت و دشوار است که تلاش صاحبان خرد را می طلبد .

اندیشمندان و خردورزان در هر برهه ای از تاریخ برای رسیدن به این معنی که ارزش و فضیلت انسان در چیست و کدام برنامه می تواند او را در رسیدن به این هدف رهنمون گردد در تکاپوی فکری بوده اند . اما کوتاه بودن فکر اولیه بشر و اندیشه تربیت نیافته اش موجب گشته تا در هر نایی نوایی و در هر کویی صدایی طنین افکن شود و آنهایی که تنها دست خویش را در دست خرد نهاده اند به گمان درک واقعیت انسان و روح الهی او به طرح مسایلی واهی و به دور از شخصیت ناب آدمی بپردازند . عده ای ، ارزش انسانها را در رنگ پوستشان و گروهی در نژاد و خونشان و بعضی در ثروت اندوزی و تکاثرشان دیدند ، و یا فضیلت آنها را در زیبایی ها و جمال و جلال ظاهری شان جستجو نمودند و بر پایه آن قوانین ، برنامه ها و مزایایی وضع کرده و به پایمالی حقوق دیگر افراد جامعه پرداختند .

اما در فرهنگ گرانسنگ اسلامی ، ملاك فضيلت و ارزش انسانها بر یکديگر ایمان ، دانش و تقوای آنهاست . مردم مؤمن از همه انسان ها با ارزش ترند و عالمان و دانشمندان اهل عمل ، به درجاتى از گروه مؤمنان برتر و بالاترند و اهل تقوا كه تقواى آنان در نقطه اوج است از همه با فضيلت تر و باارزش ترند . قرآن مجيد و روايات در اين سه زمينه اشارات لطيف و عبارات دقيقى دارند :



اهل ايمان"
. . .يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَات وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ " ( 1 )

. . .تا خدا مؤمنان از شما را به درجه اى و دانشمندانتان را به درجاتى عظيم و باارزش بلند گرداند و خدا به آنچه انجام مى دهيد ، آگاه است .

ارزش مؤمن تا جايى است كه آيات قرآن و روايات ، محبت به مؤمن را محبت به خدا و رسول و كمك به مؤمن را كمك به خدا و رسول و خوشحال كردن مؤمن را خوشحال نمودن خدا و رسول و آزار مؤمن را به هر شكلى آزار به خدا و رسول مى دانند !



حضرت امام باقر (عليه السلام) از رسول خدا (صلى الله عليه وآله) روايت مى كند :

مَنْ سَرَّ مُؤمِناً فَقَدْ سَرَّنِي وَمَنْ سَرَّنِي فَقَدْ سَرَّ اللّهَ . (2)

كسى كه مؤمن را خوشحال كند ، بى ترديد مرا خوشحال كرده و كسى كه مرا خوشحال كند به يقين خدا را خوشحال كرده است .

حضرت امام باقر (عليه السلام) همچنین فرمود :

مَا عُبِدَ اللّهُ بِشَيء أَحَبَّ إلَى اللّهِ مِن إدخالِ السُّرورِ عَلَى المؤمِنِ. (3)

خدا به چيزى نزد او محبوب تر از وارد كردن خوشحالى و سرور بر مؤمن عبادت نشده است .

امام صادق (عليه السلام) نیز می فرماید :

لَقَضَاءُ حَاجَةِ امْرِئ مُؤمِن ، أَحَبُّ إلَى اللّهِ مِن عِشرِين حَجَّةً ، كُلُّ حَجَّة يُنفِقُ فِيهَا صَاحِبُها مِائةَ ألف .(4)

هر آينه برآوردن حاجت مؤمن نزد خدا از بيست حج كه زائرش در هر حج آن صد هزار دينار انفاق كند بهتر است .

و نيز آن حضرت فرمود :

أنْ أُشْبِعَ رَجُلا مِن إخوانِي ، أَحبُّ إلَيَّ مِن أَنْ أدْخُلَ سُوقَكُم هذَا فَأَبْتَاعَ منها رَأْساً فَأُعْتِقُهُ.(5)

بى ترديد اگر مردى از برادران مؤمنم را با غذايى سير كنم ، نزد من از اينكه وارد اين بازار شما شوم و برده اى را بخرم و در راه خدا آزاد كنم ; محبوب تر است .

اهل علم

رسول خدا (صلى الله عليه وآله) درباره برترى عالم مى فرمايد :

فَضلُ العَالِمِ عَلَى سَائِرِ الناسِ كَفَضلِي عَلى أدنَاهُم.(6)

برترى دانشمند بر ديگر مردمان چون برترى من بر پايين دستترين و حقيرترين آنان است .

و نيز آن حضرت فرمود :

فَضلُ العَالِمِ عَلَى العَابِدِ كَفَضلِ القَمَرِ لَيْلَةَ البَدْرِ عَلَى سَائِرِ الْكَواكِبِ .(7)

برترى دانشمند بر عبادت كننده بى دانش مانند برترى ماه شب چهارده بر ديگر ستارگان است .

و نيز آن حضرت فرمود :

ثَلاثَةٌ يَشْفَعُونَ إلى اللّه عَزَّوَجَلَّ فَيُشَفَّعُونَ : الأنبِياءُ ثُم العُلَماءُ ، ثُم الشُّهَداء. (8)

سه طايفه در قيامت شفاعت مى كنند كه شفاعت آنان پذيرفته مى شود : پيامبران ، سپس دانشمندان ، آنگاه شهيدان .

حضرت امام باقر (عليه السلام) فرمود :

عَالِمٌ يَنتَفِعُ بِعِلمِه ، أفضَلُ مِن سَبْعِينَ ألفَ عَابِد. (9)

دانشمندى كه از دانشش سود برد از هفتاد هزار عبادت كننده بى دانش برتر است.

اهل تقواقرآن کریم درباره اهل تقوا مى فرمايد :"
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ "

. . . بى ترديد گرامى ترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست . . .

پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله) مى فرمايد خدا در قيامت به مردم خطاب مى كند :

أَمَرتُكُم فَضَيَّعتُم مَا عَهدتُ إلَيكُم فِيهِ ، وَرَفَعتُم أنسَابَكُم فَاليَومَ أرْفَعُ نَسبِي وَأَضَعُ أنسَابَكُم ، أيْنَ المُتَّقُونَ ؟ إنَّ أَكْرَمَكُم عِنْدَ اللّهِ أتقَاكُمْ.

شما را به عبادت و بندگى و دورى از طاغوت فرمان دادم ، ولى شما اين حقيقت را كه نسبت به آن با شما پيمان داشتم ضايع و تباه كرديد و نسب هاى خود را كه دردى از دنيا و آخرت شما دوا نمى كرد بالا برديد ; من امروز نسبى كه بندگانم را با من پيوند مى دهد رفعت مى دهم و نسب و پيوند شما را با نياكانتان فرو مى نهم و از ارزش و اعتبار مى اندازم اهل تقوا كجايند ؟ هر آينه گرامى ترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شمايند .

آنچه از کلام خداوند و معصومین (ع) بدست می آید این است که در درگاه با عظمت ربوبی حضرت حق نمی توان به ملاکات دنیایی و ظواهر بی اساس مرتبت با آن دل خوش نمود ، چون در این صورت ، بلال حبشی ، مؤذن رسول خدا نمی شد و سلمان فارسی به فضیلت " منا اهل البیت " نايل نمی گشت .

آنچه خداوند برای انسان می پسندد و سبب کرامت حقیقی او می گردد ایمان اوست که با کمک آن به مقام فرهیختگی و دانش الهی رسیده و مراحل تقوا و بندگی را بپیماید .



1- مجادله (58):11 .

2- الكافى : 2/188 ; وسائل الشيعة : 16/349 .

3- الكافى 2 /189 ; وسائل الشيعة : 16/349 .

4- الكافى : 2/193 ; وسائل الشيعة : 16/363 .

5- الكافى : 2/203 ; المحاسن : 2/394 ; وسائل الشيعة 24/302 .

6- تفسير الصافى : 2/675 .

7- عوالى اللئالى : 1/357 ، حديث 28 ; تفسير الصافى : 2/675 .

8- تفسير الصافى : 2/676 .

9- الكافى : 1/33 ; تحف العقول : 294 ; تفسير الصافى : 2/676 .



پايگاه استاد حسين انصاريان
 

   
Copyright © 2005 Farshad7.com All Rights Reserved