در فرهنگ ما
وقتي صحبت از چت مي شود به فكر دوستي و آشنايي مي افتند.و از چت
فقط يك تصور دارند و آن راه جديد دوست يابي است در حا لي كه مي
توان استفاده هاي ديگر ي هم از آن برد.
از لحاظ تيپ شناسي چت ما 4 نوع چت داريم :
1) thematic chat : كه افرادي كه در مورد يك موضوعي اشتراك دارند،
شروع به چت كردن راجع به آن موضوع مي كنند. كه البته چت مورد بحث
من در همين مورد است.
2) business chat
3) education chat
4) friendship chat
كه اغلب چت هاي رايج در ايران از نوع چهارم است.
به نظر من دليل رواج يافتن بيشتر اين نوع چت در ميان كاربران
اينترنت مي تواند اين باشد كه آنها از استفاده هاي انواع ديگر چت
آگاهي ندارند و شايد اينكه نمي دانند از طريق چت كردن مي توانند به
استفا ده هاي
ديگري هم ببرند.
البته friendship chat كه در ميان كاربران ما رايج شده است مي
تواند ريشه ي فرهنگي هم داشته باشد و آن اين است كه در كشور ما محل
هايي براي جوانان براي دوستي و پيدا كردن همراه وجود ندارد و به
علت محدوديت هايي وجود دارد ، اكثر جوانان ما به چت پناه مي برند.
چت در كشور نوعي نو آوري محسوب مي شود در نتيجه اين تحليل را با
رويكرد راجرز نسبت به فرايند تصميم نوآوري شروع مي كنم.
او معتقد است وقتي يك نو آوري ايجاد مي شود افراد به گروههاي
مختلفي تقسيم مي شوند.
1) نوآوران: افراد خطر پذيري كه مشتاق افكار جديد هستند و بيشتر از
همرديفان خود روابط فراملي دارند.
2) قتباس گران اوليه : افراد محلي قابل احترام كه معمولا بيشترين
تعداد رهبران فكري را در نظام اجتماعي تشكيل مي دهند.
3) اكثريت اوليه: افراد اهل تعمق كه رابطه آنها با نزديكينشان قوي
است ، ولي به ندرت موقعيت رهبري دارند.
4) اكثريت متاخر: افراد مردد كه اغلب به خاطر ضرورت اقتصادي يا
افزايش فشار شيكه اجتماعي ، نوآوري را مي پذيرند.
5) كندروها: افراد سنتي ، كساني كه وابستگي زيادي محلي زيادي
دارند، بسياري از آنها تقريبا منزوي اند.و بيشتر به گذشته نظر
دارند.
همچنين او مي گويد نوآوري سه نتيجه را نيز ممكن است در پي داشته
باشد:
1) نتايج مطلوب در برابر نتايج نا مطلوب،
2) نتايج مستقيم در برابر نتايج غير مستقيم
3) نتايج قابل انتظار در برابر نتايج غير قابل انتظار. {به نقل از
ورنر سورين و جيمز تانكارد، ترجمه عليرضا دهقان ، سال 1381، نظريه
هاي ارتباطات ،تهران ،انتشارات دانشگاه تهران ، ص315}
در كشور ما وقتي در ابتدا وقتي اينترنت وارد شد، نوآوران به سمتش
گرايش داشتند، تا اينكه كم كم بين افراد عادي هم رواج پيدا كرد ولي
رفته رفته اكثريت متاخر به دليل ضرورت اينترنت به اين سمت كشيده
شدند.
در مورد چت هم به همين شكل بود يك سر ي افراد مشتاق به علت جديد
بودنش چت مي كردند، ولي بعد ها گونه هاي ديگري از كاربران را جذب
كرد كه افراد عامه بودند و اكثريت فقط براي يك منظور چت مي كردند.
و در كشور ما مي توان گفت اين نوآوري نتايج نا مطلوبش بيشتر از
نتايج مطلوبش است و همچنين نتايج غير قابل انتظاري را با خود آورد.
روزي كه قرار شد متن چتي را براي تحليل انتخاب كنم ، تصميم گرفتم
وارد چت روم شوم و موضوعي را براي چت كردن انتخاب كنم تا سپس آن را
تحليل كنم، متاسفانه يا خوشبختانه مي دانستم كه به محض وارد شدن
به روم پنجره هاي زيادي مقابلم باز خواهد شد، كه همينطور هم شد.
البته مي دانستم كه اكثر افراد هم به قصد اشنايي pm مي دهند به
همين دليل از همان ابتدا در پيغام اولي كه فرستاده شد ،مي گفتم من
قصد آشنايي
ندارم ، بلكه مي خواهم راجع به موضوع خاصي صحبت كنم. بعد از اين
پيغام عده اي ديگر pm نمي دادند و ارتباط قطع مي شد، عده اي با
كنجكاوي مي پرسيدند راجع به چه موضوعي مي خواهي صحبت كني ، عده اي
هم تا نيمه هاي بحث مي آمدند ولي بعد در ميان چت ديگر جواب نمي
دادند.
تا بالاخره يكي پيدا شد تا چت را با من تا به آخر ادامه داد.
اين چت بين من و آقاي 28 ساله ي ايراني كه مقيم استراليا بود،
انجام شد.
اين چت اينطور شروع شد كه در ابتدا مثل بقيه موارد ، من گفتم كه
قصد آشنايي ندارم و فقط مي خواهم راجع به موضوعي صحبت كنم ، بعد از
گفتن ASL متوجه شدم ، او مقيم استراليا است. خوشحال شدم و تصميم
گرفتم راجع به زندگي در آنجا و شرايطش صحبت كنم.
و حالا تحليل متنن چت:
در ابتدا به تحليل محتواي چت مي پردازم.
"چت مضموني" وقتي متن چت را تحليل محتوا كردم ، كلمه ي تحليل و تحقيق 12 بار ،
واژه دانشگاه 10 بار ، واژه درس 10 بار ، واژه اقامت (citizen ) 6
بار تكرار شده اند. اينها واژه هاي اصلي هستند. در كنار اينها يك
سري واژه
هاي فرعي هم تكرار شدند كه به موضوع مورد بحث مربوط مي شوند.مثل :
دو سال با 4 بار تكرار، احساس غربت با 2 بار تكرار ، ايران با 5
بار تكرار، خانواده با 5 بار تكرار ، استاد با 5 بار تكرار و
امتحان با 3 بار
تكرار.از فراواني تكرار واژگان متوچه مي شويم اين چت از نوع
thematic chat است . از آن جهت كه ما راجع به يك موضوع مشترك با هم
صحبت كرديم كه آن موضوع از بحث اقامت او در استراليا شروع شد تا
به مقايسه شرايط تحصيلي ايران و استراليا كشيده شد.
(البته در اين نوع چت ها هم باز شاهد اين هستيم كه افراد بحث را
به موضوع هاي ديگري مي كشانند. مثل جمله هايي مثل bf داري و ....
كه در متن قابل مشاهده است )
از واژگان فرعي ديگر كه مي توان نام برد ، واژگاني مثل "فوق
ليسانس با 2 بار تكرار " با " مهندسي آب " با 3 بار تكرار هستند كه
ما را به موضوع اصلي كه مورد بحث است ، هدايت مي كنند. از آن جهت
كه ما
متوجه مي شويم موضوع مورد بحث ما راجع به تحصيل است.
حال از طريق تحليل گفتمان مي خواهيم بدانيم گفتگوي غالب در چت چه
موضوعي است. ما از طريق بدست آوردن فراواني واژگان در تحليل محتوا
مي توانيم به گفتگوي غالب پي ببريم.
با توجه به فراواني واژگان به كار برده شده در متن ما به طور كلي
متوجه مي شويم كه در اين چت را جع به شرايط تحصيلي ايران و
استراليا است زيرا كه واژگاني مثل دانشگاه ، درس ، امتحان و تحقيق
در متن بسيار
به كار برده شده اند.
و همچنين جملاتي هم راجع به چگونگي مقيم شدن در استراليا ردو بدل
شده است.
به طور كلي اين متن راجع به شرايط زندگي و تحصيل در استراليا از
نگاه يك ايراني تبعه استراليا است.
به غير از تحليل چت از روي ظاهر بايد بتوان به بافت و موقعيت افراد
هم پي برد كه همان روش اتنومتودولوژي است.
از اين متن چت متاسفانه چيزهاي زيادي دستگيرمان نمي شود، اما از كل
صحبتها مي توان اينطور برداشت كرد كه يك ايراني زندگي در كشور
بيگانه را به زندگي در وطنش ترجيح مي دهد و همانطور كه اشاره كرده
است احساس غربت اوليه را تحمل مي كند، تا اقامت يك كشور بيگانه را
بگيرد. اين فرد حاضر است فقط براي مسافرت به ايران بيايد نه براي
زندگي . او شرايط تحصيلي ، شيوه آموزشي يك كشور بيگانه را برتر از
شرايط كشور خود مي داند.
نتيجه گيري:
به عنوان نتيجه گيري به نظر من در ايران تا آنجاييكه من تجربه كرده
ام از چت بيشتر به يك منظور استفاده مي شود و آن مقصود دوست يابي
است زيرا كه نه تنها در اين چت كه از نوع friendship نبود و حرف از
دوستي به ميان آمد به غير از اين هم در موارد ديگر چت هاي thematic
در آخر پيشنهاد دوستي ردو بدل مي شود.
ندا : سلام
علي : سلام
علي : استراليا، علي ، 28
ندا :20،ايران،ندا
علي : خوشبختم، ندا جون
ندا: شما چند وقته اونجايين؟
علي: 2 سال
ندا: براي چي رفتي ؟
علي: مقيم اينجا هستم
ندا: چرا رفتي؟
علي: گفتم كه مقيم اينجا هستم
علي: شما چي كار مي كني؟
ندا: زندگي ، درس
علي : براي چي چت مي كني؟
ندا: براي تحقيق،بايد يه متن چتي رو تحليل كنم ، موضوعش برام مهمه
علي: چي رو مي خواي تحليل كني
ندا: يه متن چت
علي: متوجه نشدم چي مي گي
ندا: شما چي كار مي كني؟
علي: من فوق ليسانس مهندسي آب مي خونم، فعلا دارم درس مي خونم
ندا: تنها رفتي؟
علي : نه ، با خانواده
ندا: راضي هستي از اونجا؟
علي: آره خيلي خوبه ، خيلي چيزاش با اونجا فرق داره، بد نيس خوبه
ندا: حاضر نيستي برگردي؟
علي: من مقيم اينجا هستم ، براي زندگي برنمي گردم ، ولي براي
مسافرت چرا
ندا: 2 سال رفتي اونجا؟
علي: آره
ندا: بعد از 2 سال مقيم شدي؟
علي: آره ، اينجا قانونه بعد از 2 سال مقيم مي شي، بعد از گرفتن
تقامت دائم، 2 سال بايد صبر كني تا مقيم بشي.
ندا: چطوري رفتين؟ اقدام كردين ذاحت بود؟
علي: نه زياد، چند راه وجود داره، بايد يكي از فاميلاتون دعوت كنه،
ندا: الان چند سالته؟
علي : 28
ندا: فاميل دارين اونجا؟
علي: آره
ندا: احساس غريبي نمي كنين؟
علي: نه زياد، اولش يه زره سخته ولي بعد عادت مي كني
ندا: خانوادت چي؟ اونا راحتن ، احساس غريبي نمي كنن؟
علي: دقيق نمي دونم دانشگاههاي معروف رو قبول دارن ديگه،ليست
دانشگاهها رو نمي دونم.
علي: تو چي مي خوني؟
ندا: ارتباطات
علي: كدوم دانشگاه؟
ندا: دانشگاه تهران
علي : bf داري؟
.
.
.
.
علي: تحيققت درباره چيه؟
ندا: تحليل چت
علي: يعني چي؟
ندا: بايد يه متن چت رو تحليل كنم
علي: يعني چي؟
ندا: يه درس داريم به اسم فضاي مجازي ، بايد بگيم چت راجع به چي
بوده.
ندا: راستي مهندسي آب مي خوني؟
علي: آره ، مي دوني چيه؟
ندا:نه
علي: مهندسي آب ديگه
ندا: آب و فاضلاب
علي : نه، منابع آب
ندا: تو ايران هم همين مي خوندي؟
علي: آره
ندا: خواهر ، برادر داري؟ اونا هم اونجا هستن؟
علي: 1 خواهرم اينجاست ، بقيه ايران ،خواهرم اينجا درس مي خونه ،
زبان
.
.
.
علي: از درسات راضي هستي؟
ندا: آره دوستشون دارم
علي: استاداتون خوبن؟
ندا: آره
علي : سيستم درسي اينجا با اونجا فرق داره، اگه يه شب درس نخوني
ديگه نمي شه جبران كني، اكثر درسها هم مثل ايران امتحان نداره ،
فقط يكي دو تا درس امتحان داره،
ندا: با با اين درس ما همينطوريه، ما به استادمون مي گيم چقدر كار
مي دي مي گه كار شما اندازه كالج اونجا هم نيس، يكي نيس بگه با با
اونجا از دبيرستانشون عادت دادن ، نه مثل ما يك دفعه تو دانشگاه
نفس بگيرن.
علي : خوب،اينجوري براتون بهتره، بيشتر ياد مي گيرين، اگه عادت
كنين خيلي بهتره امتحان آخر ترم اصلا خوب نيست.
ندا: آره منم موافقم،راستي قبل از رفتنت IELTS يا TOEFEL د اشتي؟
علي: نه ، من فقط براي درس نيو مدم، چون كسي دعوتم كرده بود لازم
نبود، اگه براي درس يا كار بياي بايد نمره ي IELTS بياري
ندا: خوب براي دانشگاه چي؟
علي : اينجا الان ديپلم هاي زبان را اين ترم مي گيرن ، ديگه نمره
IELTS لازم نيست.