:::[ عزيزم، لطفا دست منو بگير ]:::


دختر کوچيک و پدرش از رو پلي ميگذشتن. پدره يه جورايي مي ترسيد، واسه همين به دخترش گفت: «عزيزم، لطفا دست منو بگير تا نيوفتي تو رودخونه.» دختر کوچيک گفت: «نه بابا، تو دستِ منو بگير..» «فرق ش چيه؟» پدر که گيج شده بود پرسيد.
«تفاوت خيلي زيادي داره» دختر کوچيک جواب داد: «اگه من دستت رُ بگيرم و اتفاقي واسه م بيوفته، امکانش هست که من دستت رُ ول کنم. اما اگه تو دست منو بگيري، من، با اطمينان، ميدونم هر اتفاقي هم که بيفوته، هيچ وقت دست منو ول نمي کني.»


در هر رابطه ي دوستي اي، ماهيت اعتماد به قيد و بندهاش نيست، به عهد و پيمان هاش هست. پس دست کسي رُ که دوست داري رُ بگير، به جاي اين که توقع داشته باشي اون دست تو رُ بگيره..

 

   
Copyright © 2005 Farshad7.com All Rights Reserved