|
|
|
:: متافيزيك
و زهد(قسمت2)
:: |
عالم فيزيك، دنياي دوگانگي و عالم اضداد است.
چون در اينجا همه چيز در مقابل يكديگرند. مثلاً نور در مقابل ظلمت، خوب
در مقابل بد، زيبا در مقابل زشت، بالا در مقابل پايين و… براي عروج به
عالم بالا بايد از اين دوگانگي عبور كرد. مولاي عارفان حضرت
علي(عليهالسلام) ميفرمايند:«پيش از آنكه پيكرهايتان از دنيا برود،
دلهاي خود را از آن بيرون بريد، زيرا در اينجا آزمايش ميشويد و جز
براي آن آفريده شدهايد.»
دنيا وسيله است و هدف نميباشد، پس بايد تمام توجه انسان به هدف باشد،
بايد توجه داشت كه وسيله، حجابِ هدف نشود و براي از دست رفتن وسيله
نبايد ناراحت گرديد.
زاهد زاهدان حضرت علي(عليهالسلام) “جابرابن عبداللـه را ديد كه آهي بر
كشيد،(حضرت) فرمودند: اي جابر! براي دنيا آه ميكشي؟ جابر عرض كرد:
آري، حضرت فرمودند: اي جابر! لذتهاي دنيا هفت چيز است: خوردني،
آشاميدني، پوشيدني، آميزشي، سوار شدني، بوييدني و شنيدني. لذيذترين
خوردني عسل است و آن آب دهان مگسي باشد، گواراترين آشاميدني آب است كه
بر خاك روا و روان است، بهترين پوشيدني ابريشم است و آن از آب دهان
كرمي باشد، برترين همبستر شدني زنانند و آن فرو رفتن مبالي در مبالي و
نزديكي دو عضو همانند، زيباترين چيز كه در زن است(لذت جنسي) از
زشتترين عضو او خواسته ميشود، بهترين سوار شدني اسب است و آن كشنده
است، ارزشمندترين بوييدني مشك است و آن خون ناف حيواني باشد و بهترين
شنيدنيها غنا و آواز است كه آن هم گناه باشد. پس آدم خردمند براي
چيزهايي با اين اوصاف هرگز آه نميكشد. جابرابن عبداللـه ميگويد: به
خدا سوگند از آن زمان به بعد هرگز دنيا بر دلم خطور نكرد.»
انسان براي نجات از دنيا بايد به ايمان و تقواي الهي پناه برد و با
توكل بر خدا، سعي در ترك آن نمايد.
حضرت لقمان(عليهالسلام) در اندرز به فرزندش فرمود:«فرزندم! دنيا درياي
ژرفي است كه خلق بسياري در آن از بين رفتهاند، پس كشتي خود را در اين
دريا، ايمان قرار ده و بادبان آن را توكل و توشهات را تقواي خدا. اگر
نجات يافتي به سبب رحمت خداوند است و اگر از بين رفتي به سبب گناهان
خودت ميباشد.»
براي نجات از بيماريهاي حاصل از دنيا و دنيا دوستي و تبعات ناشي از آن،
انسان بايد با واكسن زهد خود را ايمن نمايد. شايد به همين دليل است كه
بزرگان، زهد و زاهد را بسيار ستودهاند، آنان معتقدند زهد، ريشه، ميوه
و ياور دين است. شكر نعمات، صبر بر بلاها و رها كردن آنچه انسان را از
خداوند باز دارد، از محاسن ديگر زهد است. حضرت امام صادق(عليهالسلام)
ـ آن امام عابد و زاهد و عارف ـ ميفرمايند:«زهد كليد در آخرت است و
برائت از آتش. زهد آن است كه هر چه تو را از خدا باز دارد رها كني، بي
آن كه بر از دست دادن آن افسوس خوري و نه بر اثر فرو گذاشتن آن دچار
غرور و خودپسندي شوي و نه چشمداشت گشايشي از آن داشته باشي و نه خواهان
ستايشي در قبال اين كار و نه طالب عوض و جبران آن باشي. بلكه از دست
دادن آن را مايه آسايش و بودن آن را آفتي(براي خود) داني و همواره از
آفت گريزان باشي و به آسايش چنگ زني.»
زاهد همواره مرگ را به ياد داشته، براي آن آماده است؛ زاهد از زنده
ماندن دلتنگ و مشتاق آخرت و لقاي پروردگار است. مرگ جسم براي زاهد
بياهميت ولي مرگ دل برايش مهم و مورد توجه است؛ پيكر او در دنيا و دلش
در آخرت است. حضرت علي(عليهالسلام) ـ آن زاهد بيهمتايِ دهر ـ در وصف
زاهدان ميفرمايند:«مردمي بودند در دنيا، كه نميدانستند دنيا چيست، در
آن چون كسي به سر بردند كه از مردم دنيا نيست. كار از روي بصيرت كردند
و در آنچه از آن پرهيزشان بايد سبقت جستند. تنهاشان(اينجا به كوشش است
ليكن به حقيقت) ميان مردم آخرت در گردش است. مردم دنيا را ميبيند كه
مرگ تنهاشان را بزرگ ميپندارند، اما آنان مرگ دلهاي زندگان را بزرگتر
ميشمارند.»
ختم كلام را قطعة زيبايي از كتاب ارزشمند “تفسير ادبي و عرفاني قرآن
مجيد” قرار ميدهيم:«هر
چه در راه بنده آيد كه سر به فسادي زند، از آن بايد احتراز نمود و دوري
كرد و آن چهار چيز است:
يكي دنيا، ديگري خلق، سومي نفس و چهارمي شيطان. دنيا توشه و زاد است و
تو مسافر در كشتي نشسته! اگر زيادت بر گيري كشتي شكسته و غرق شود و تو
هلاك شوي، خواهي كه از فتنة دنيا رهايي يابي بدان و بخوان كه: سبك
باران رستند و گران باران خستند. دوم خلق است كه تا رانده از درگاه حق
نبود گِرد خلق نگردد، چه هر كه با خلق آرام گرفت از حق باز
ماند! دوستي حق و دوستي خلق در يك دل با هم جمع نشوند. سوم نفس است كه
مايه هر سودائي است و اصل هر غوغايي، اگر توفيق رفيق بود و در جهاد با
نفس او را دست باشد،كارت چنان آيد كه رستگار شوي.
چهارم شيطان است كه خداوند به او فرمود: برو با آنها در مال و فرزند
شريك باش، اما نه هر دلي خانه شيطان بود، دل باشد كه حرم رحمان بود و
شيطان نيارد كه گِرد وي گردد كه بسوزد.»
اي كاش ما نيز ميتوانستيم همچون علي مرتضي(عليهالسلام) بگوييم: “
اي دنيا ديگري را فريب ده كه من توراسه طلاقه كردم” ولي افسوس كه مـا
در عمـل، آخرت را سه طلاقه كردهايم!
پس بهتر آنكه دست دعا بالا برده و ملتمسانه بگوييم:«ربنا آتنا في
الدنيا حسنه و في الاخره حسنه و قنا عذاب النار»
|