|
|
|
:: متافيزيك
و پرورش نيروهاي درون(قسمت2)
:: |
عرفا در اين باب
تمثيل زيبايي دارند و انسان را به يك زنداني تشبيه ميكنند كه از وضعيت
نامناسب زندان آگاه و ناراضي است،
همچنين از شرايط مناسب بيرون از زندان و محاسن آزادي و رهايي اطلاع
داشته و آرزوي آزادي دارد. اين شخص نسبت به اين وضع موجود معترض بوده،
با نخوردن، نخوابيدن، سكوت و عزلت اعتراض خود را نشان ميدهد. در اين
صورت ممكن است مسئولين براي او تسهيلاتي در نظر گيرند؛ مثلاً، گاهي به
او اجازه بيرون آمدن و سير در محيط بيرون(عالم بالا) را بدهند. ولي
قاعدتاً اين زنداني بايد براي آزادي كامل تا پايان مهلت مقرر صبر
نمايد، كه آن موعد مقرر براي آزادي روح از زندان جسم، مرگ است.
خاموشي:
خاموشي گام نخست عبادت، نشانة هوشمندي، راهنماي آدمي به خير و خوبي،
ماية رضايت خداوند عزوجل و شيوه اهل تحقيق است. سكوت عامل روشني
انديشه، نورانيت دل، گشودن درهاي حكمت و مـوجب طرد شيطان ميباشد.
بزرگان خاموشي را، صفتي زيبا و بلند مرتبه دانستهاند و معتقدند كه،
محبت، پاكي، هيبت و آسايش دنيا به دنبال خاموشي حاصل ميشود. در كلام
معصومين(عليهمالسلام) از سكوت به عنوان ياور دين، نشانه ايمان و نور
ياد شده است. حضرت امام صادق(عليهالسلام)، خاموشي را سبب رياضت نفس،
شيريني عبادت، زدودن قساوت قلب و موجب عفاف، جوانمردي و زيركي
دانستهاند. همچنين حضرت امام رضا(عليهالسلام) ميفرمايند:«حلم و
بردباري و علم و سكوت از نشانههاي فهم و فراست آدمي است.» مولوي شاعر
و عارف نامدار، خاموشي را به“دريا”و سخن گفتن را به“جوي آب”تشبيه
ميكند.
اين همه اوصاف در مورد خاموشي از آن جهت است كه وقتي زبان از سخن گفتن
با خلق بازماند، به سخن گفتن با حق بپردازد و به ذكر او مشغول گردد.
خاموشي را به دو نوع“خاموشي زبان”و“خاموشي ذهن”تقسيم ميكنند. نوع اول
مربوط به عوام و نوع دوم مربوط به خواص است. بر عموم مردم لازم است كه
زبان از گفتن باز دارند و به ذكر حق تعالي مشغول شوند، بر خواص لازم
است كه علاوه بر زبان، ذهن را نيز از پرداختن به غير خدا باز دارند و
آن را با ياد خدا پر كنند.
عزلت:
تنهايي و عزلت كليد پيوستن به حضرت ودود و عبادت او ميباشد. اين صفت
نيك، از گنجينههاي پرسود، شيوه صالحان و برترين خصلت زيركان است.
گوشهگيري از خلق سرچشمه صلاح و پاكي و عامل جلوگيري از گناهان(غيبت،
دروغ، حسادت، ريا، تملق) است. سالم ماندن دين، سالم ماندن از شر مردم و
سالم ماندن مردم از شر ما از جمله محاسن ديگر عزلت ميباشد. به دنبال
تنهايي توفيق اجباري جهت سكوت به زبان حاصل ميگردد و زمينه را براي
باز شدن زبان به ذكر خدا فراهم ميكند.
تنهايي نوعي رياضت نفس است كه انسان را به مقام والاي بندگي نزديك
ميكند. شخصِ تنها، فرصت مييابد تا در عظمت حضرت حق، نعمات و رحمات
او، ذلت و معاصي خود تفكر و تعمق نمايد، كه اين خود ثمرات ارزشمندي به
دنبال خواهد داشت، و شايد به دنبال آن راهي به بارگاه ملكوتي پروردگار
عظيم باز شود. مولاي متقيان حضرت علي(عليهالسلام) ميفرمايند:«پيوستن
به خدا در بريدن از مردم است.» همچنين هنگامي كه از حضرت امام
صادق(عليهالسلام) درباره علت خلوت گزيني ايشان سؤال شد فرمودند:«اگر
حلاوت تنهايي را ميچشيدي از خودت هم ميگريختي.» براستي چه گوهر
گرانبهايي در صدف تنهايي نهفته است كه بيخبران را از آن اطلاعي نيست؟!
بيخوابي:
نخوابيدن و شب بيداري مقدمه زنده كردن دل است، دلي كه زنده باشد، فكر و
ذكرش خداي جليل خواهد بود. تعبد و تفكر شبانه بسيار ارزشمند است و بهتر
به جبروت حضرت دوست راه مييابد. نخوابيدن و نخوردن با هم در
ارتباطاند، چرا كه وقتي شكم پر شود، خواب به سراغ انسان ميآيد، و
وقتي شكم خالي باشد، خواب از انسان دور ميشود. سكوت و عزلت نيز با هم
ارتباط دارند، شخص تنها، ناخودآگاه خاموش خواهد بود و شخص خاموش تنها
خواهد شد.
بيخوابي بر دو گونه است، اول بيخوابي به چشم كه فقط چشمان باز و جسم
بيدار است، دوم بيخوابي به دل كه علاوه بر بيداري چشم، دل نيز بيدار و
معطوف و متوجه به سمت ملكوت حق تعالي ميباشد. در كتاب زيباي“حكايت
شمس” از خواب به عنوان زنجير پاي مردان راه خدا ياد شده است، و اگر
روندة طريق الياللـه بخواهد به سر منزل مقصود برسد بايد اين زنجير را
از پاي خود باز نمايد. باب شهر علم الهي حضرت علي(عليهالسلام) مي
فرمايند:«هر گاه خداوند بخواهد بندة خود را اصلاح گرداند سه چيز نصيب
او كند، كمگويي، كمخوري و كمخوابي.»
كمخوردن:
«كمخوردن در تمام حالات و در نزد همه اقوام پسنديده است» و براي آن
فوايد بيشماري آمده است، گرسنگي عامل تقرب به عالم فرشتگان است.
فرشتگان خواب و خوراك ندارند و انسان اگر بخواهد همانند آنها شده، به
آنها نزديك شود، بايد از خواب و خوراك خود بكاهد. حضرت رسول
اكرم(صلياللهعليهوآلهوسلم) ـ آن باني نزول نعمت اسلام از آسمان به
زمين ـ ميفرمايند:«هركه زياد تسبيح و تمجيد حق كند و كمخورد و
كمنوشد و كمخوابد، فرشتگان مشتاق او شوند.»
كمخوردن سبب گراميتر شدن نفس، زلالي و سلامتي انديشه، مصفا شدن دل و
تبلور نور حكمت در درون ميشود. تقويت پاكدامني، پايدار شدن تندرستي و
كمشدن دردها از جمله محاسن ديگر كمخوردن است. گرسنگي عامل رفع خواب و
سبب دوام بيداري است و باعث كاهش شدت شهوات ميگردد.
عارف الهي حضرت آيتالله ميرزا جواد آقاملكي تبريزي، گرسنگي را از
نزديكترين اسباب براي رسيدن به بهترين و بالاترين نعمتها(نعمت معرفت،
قرب و لقاء) ميداند، همچنين ميفرمايند:«گرسنگي را براي سالك فوايدي
است در تكميل نفس و معرفت پروردگار كه از شمار بيرون است.»
انسانها در طول شبانه روز، اوقات زيادي را صرف تهيه، طبخ و مصرف غذا و
تبعات ناشي از آن ميكنند، لذا كمخوردن باعث صرفهجويي در وقت ميشود،
انسانِ آگاه اين اوقات مازاد را در عبادت حق سپري ميكند. كاهش مصرف
مواد غذايي باعث افزايش توان مالي بمنظور كمك به ديگران و اطعام مساكين
و نيازمندان ميگردد.
پرخوري سبب تباهي جان و بدن، سختي، بيماري و مردن دل، نابودي پارسائي و
معرفت و دوري از خدا ميشود. خواب زياد، خوابهاي پريشان و تحريك شهوات
از عوارض ديگر پرخوري است. افراد پرخور و شكم پرست، توفيق ورود به
ملكوت آسمانها را پيدا نميكنند. پيامبر گرامي اسلام كه درود خداوند بر
او و خاندانش باد ميفرمايند:«نور حكمت، گرسنگي است و دور شدن از خدا،
سيري. سير نباشيد كه نور معرفت در دلهايتان ميفسرد.»
گرسنگي بر دو نوع«اختياري» و «اضطراري» تقسيم ميشود.
نوع اضطراري به اقتضاي شرايط مكاني و يا زماني و خارج از كنترل شخص
حادث ميشود و خالي از فايده نميباشد. نوع اختياري كه شخص با ميل و
اراده خود در پيش ميگيرد، بسيار مفيد و ثمربخش است. نكتة مهم آنكه
نبايد در گرسنگي افراط شود و همواره بايد اعتدال رعايت گردد. افراط در
نخوردن باعث زايل شدن عقل و فساد بدن ميشود.
براستي چه حكمتي در نخوردن، نخوابيدن، سكوت و تنهايي نهفته است كه تا
اين اندازه اهميت دارند؟ شايد به اين دليل باشد كه خداوند صمد از
خوردن، خوابيدن و همنشيني و هم صحبتي بينياز است! و اگر بخواهيم به او
نزديك شويم بايد اينگونه باشيم! (والله بكل شيء عليم)
|