|
|
|
:: متافيزيك
و عارفان (قسمت 2)
:: |
امام علي(عليهالسلام):
عارفكسي است كه نفسخود را شناخت و آزادش ساخت و آن را از هر آن
چه(ازخدا) دورش ميكند و به هلاكتش درميافكند، پاك و مبرا داشت.
ميزان الحكمه، ص3591،ح12270
امام علي(عليهالسلام):
ـ عارف چهرهاش شاد و خندان است و دلش ترسان و اندوهگين. ـ هرعارفي
دنيا را ناخوش دارد. ـ هردانايي غمناك است، هرعارفي اندوهگين است.
ميزان الحكمه، ص3591،ح12271و12273و12274
امام علي(عليهالسلام):
ـ شوق، يار يكرنگ عارفان است. ـ خوف، پيراهن عارفان است. -گريستن از
ترس دورماندن از خدا، عبادت عارفان است. ميزان الحكمه،
ص3591،ح12277تا12279
امام صادق(عليهالسلام):
عارف جسمش در ميان مردم است و دلش با خدايتعالي، اگر چشم به همزدني،
دل او از خدايتعالي غافل شود، از شوق او جانش برآيد. ميزان الحكمه،
ص3591،ح12276
امام صادق(عليهالسلام):
هركه خيالكندكه خدا را به حجابي يا به صورتي يا به مثال و هيكلي
ميشناسد، مشرك است، زيرا حجاب و مثال و صورتغير اويند. او يكتا و
يگانه است.بنابراين، چگونه قائل به يگانگي خداستكسيكه ميگويد او را
به غير او شناخته است؟ خدا را فقطكسي شناختهكه او را به خدا بشناسد.
پس،كسيكه خدا را به خدا نشناسد او را نميشناسد، بلكه موجودي جز او را
ميشناسد …هيچ آفريدهاي چيزي را دركنميكند مگر به سببخدا و به
شناخت خدا نتوان رسيد، مگر به خدا. ميزان الحكمه، ص3595،ح12291
امام صادق(عليهالسلام):
…نجواي عارفان همواره بر سه اصل استوار است:1-بيم 2-اميد 3-حب بيم
شاخةعلم است و اميد شاخة يقين است و حب شاخة معرفت و عرفان. نشان
بيمگريختن است و نشان اميد طلب است و نشان حب آن استكه در ايثار
آنچه را كه دوست دارد دريغ نورزد… اين اصول سهگانه مانند: حرم، مسجد
وكعبه استكه اگركسي داخل حرم شود، از خلق ايمني يابد و چون داخل، در
مسجد شود و بر اندام او از آلودگي بهگناه ايمن باشد و اگر داخلكعبه
شود، قلبش از اشتغال به چيزي جز ذكر خدايتعاليدر امان ماند.
مصباحالشريعه و مفتاحالحقيقه، باب يكم، ص13
امام صادق(عليهالسلام):
اندوه از جمله شعارهاي عارفان است. چرا كه عارف به اسرار خلقت وعظمت
خالق پيبرده و پيوسته از خداوند ترسان است و قدرت او را بر خود حاكم
ميبيند. محزون ظاهرشگرفته و غمين و باطنشگشاده و شاد است. در معاشرت
با خلق، بيميلاست و با خداوندانس و نزديكيدارد. محزون غير از متفكر
است، زيرا متفكر، در تكلف و سختي ميباشد و محزون در خوشي و راحتي، و
حزن از باطن برخيزد و بر ظاهر اثركند، و تفكر از ديدن رخدادهابه درون
رسد و ميان اين دو فرق است… . بدانكه سمت راست حزن، شكستگي دل و سمت
چپ آن، سكوت است. حزن ويژةكساني استكه به خداوند عارفاند، ولي تفكر
هم در خاص و هم در عام مشترك است. اگر لحظهاي قلب عارفان از اندوه
تهي شود، دست به استغاثه بلندكنند و اگر در قلبغير آنانكه به خدا
چندان اعتقادي ندارند وارد شود بيتابيكنند و آن را نپسندند، پس
حزناولي استكه دوم آن امن است و بشارت به بهشت و تفكر دومي استكه
اولش استحكام ايمان به خداوند است و سوم آن اظهار نياز به حضرت اوست
براي طلب نجات و رستگاري. فرد محزون متفكر است و متفكر، عبرتآموز و
هركدام را حالي و علمي و طريقي و حلمي و مشربي است. مصباحالشريعه و
مفتاحالحقيقه، بابنودودوم، ص283
امام صادق(عليهالسلام):
كالبد عارف با خلق است و قلبش با خدا. اگر قلبش چشم بر همزدني از خدا
غافل شود، از شوق(جبران غفلتبا ديدار حق)بميرد. عارف امين
وديعههايخداوند است وگنجينه اسرار و معدن انوار و راهنماي خلق به
سوي رحمت حق و حاصل علوم و ميزانفضلو عدل اوست. ازخلق و آرزوي
دنيايي بينيازاست، مونسي جز خداوند ندارد و نطقي، اشارهايو
نفسي جز با خدا و براي خدا و از خدا ندارد. پس او در باغ قدس خداوند،
در رفت و آمد است و از فضل لطيف خداوند متعال بهره ميگيرد.
مصباحالشريعه و مفتاحالحقيقه، بابنودوپنجم، ص289
امام صادق(عليهالسلام):
مشتاق(ديدار و راز و نياز با خدا) نه ميلي به طعام دارد، نه از
نوشيدنيها لذت ميبرد، از خواب لذت نميبرد، با دوستان انس نميگيرد،
به آبادي پناه نميبرد، لباس نرم و لطيفنميپوشد و هرگز آرام
نميگيرد. خدايتعالي را شبو روز عبادت ميكند بدان اميدكه به
آنچهكه شوقش در دل دارد برسد و به زبان شوق راز درون خود را با او
درميان نهد. مصباحالشريعه و مفتاحالحقيقه، بابنودوهشتم، ص295
|