|
|
|
:: تاثير
نماز بر پيشرفت درمانها
:: |
در نكته هاي
گذشته از اقتدار “ تلقين ” سخن گفتيم و به اختصار روشن كرديم كه چگونه
تلقني هاي سازنده همراه با نماز ، مي توانند در مسائل جسمي و رواني بشر
، گره گشايي كنند و حتي آثار خارق العاده ، به بار آورند . اما علاوه
بر تاثير مستقيم تلقين هاي توأم با نماز بر بيماريهاي جسمي و رواني
انسان ، مي توان از دريچه اي ديگر از تاثير غير مستقيم نماز بر پيشرفت
درمانهاي طبي سخن گفت .
امروزه روشن شده است كه “ اميد به بهبودي ” چه در مورد بيماريهاي جسمي
و چه بيماريهاي رواني ، ميتواند نقشي حتي موثرتر از درمانهاي ارائه شده
توسط پزشكان ، ايفا كنند. چرا كه ديده شده است در موارد متعددي پزشك ،
در تجويز دارو به بيمار خود، دچار سهو و اشتباه گرديده است ، اما بيمار
به شكل غير منتظره اي بهبود يافته است چرا كه نسبت به بهبودي خود ،
مثلا “ بدليل اطمينان به پزشك ، اميد كامل داشته است !
به اين ترتيب بسياري از منابع علمي ، اشاره كرده اند كه : هر نوع درمان
، چه به صورت تجويز يك قرص يا يك شيشه شربت و چه هر نوع ديگري از يك
شيوه درماني ، هميشه حاوي يك عنصر تلقيني است “ رنگ و مزه يك تركيب
دارويي گاه از طريق تلقين تاثير بيشتري دارد ، تا تركيب واقعي دارويي
آن ! ” (1)
در اين مورد خاطره اي از روستاي آباء و اجداديم ( روستاي باصفاي گوغر ،
از توابع شهرستان بافت از استان كرمان ) به ياد مي آورم ، كه ذكر آن در
اينجا ، خالي از لطف نيست :
“ چند سال پيش ، مادر بزرگ پير ( و حالا خدابيامرزي ) در روستاي “ گوغر
” زندگي مي كرد كه دائما از درد شديد زانو و پا نالان بود به طوريكه
نوه ها و نبيره هاي او ، از دست ناله هاي اين
پيرزن دردمند ، خواب خوش نداشتند ! تا اين كه شبي از شبها ، يكي از
نبيره هاي اين پيرزن ـ كه شايد اين نبيره ، دانشجوي سال اول پزشكي هم
بود و از اين جهت پير زن اطمينان بسياري به او داشت ! ـ براي بي بي
پيرش ، يك عدد پماد سفيد رنگ ، تجويز كرد ،كه درد پا و زانوي “ بي بي ”
را براي هميشه ساكت كرد طوري كه بي بي دائما به جان نبيره خير خواه و
دانشمندش ! دعاي خير مي نمود و مي گفت : تا كنون هيچ دارويي ، تا به
اين حد در درمان درد پاي او موثر نبوده است ! اين در حالي بود كه آن
نبيره رند و نادان ، به خوبي مي دانست كه آن پماد چيزي
جز يك عدد “ خمير دندان ” نبوده است و خود نيز از اين درمان اسرارآميز
سخت در تعجب بود ! ” . و غرض از اين خاطره اين كه اميد به بهبودي ، مي
تواند چقدر موثرتر از درمان عمل كند ، چرا كه تلقين خود بخود و غير
عمدي به طور قطع ، در همه درمانهاي طبي و روانپزشكي و حتي جراحي ، مي
تواند در كنار ساير درمانها و حتي موثرترين آنها ، نقشمهمي ايفا نمايد
.
برخورد خيرخواهانه پزشك ، لبخند مطبوع پرستار ، بوي تميز مواد ضد عفوني
در بيمارستان ، رنگ و مزه دارو ، همه و همه مي توانند ، از طريق تلقين
، نقش عمده اي در افزايش شانس بهبودي بيمار بازي كند .(2)
اما بايد به اين موارد و حتي قبل از همه آنها ، تاثير اعتقادات مذهبي و
اميد به شفاي الهي را اضافه نمود .
انسان نمازگزار كسي است كه با تمام وجود اعتقاد دارد كه درمان همه
بيماريها ، نزد خداست و به اين ترتيب با اميد به رحمت خداوند بيش از هر
شخص بي نمازي ،اميدوار به رهايي خود ، از چنگال امراض و بيماريهاست و
با اين ديدگاه تمام فعاليت هاي پزشكان و وسايل مادي را بعنوان واسطه
هايي براي اراده الهي مي داند كه در تلاش براي بهبودي او ، حركت مي
كنند . شخص نمازگزار ، به جاي اطمينان صرف به پزشك و درمان ، بوسيله
نماز خود ، به رحمت خداوند اطمينان مي كند وايمان دارد كه تنها اگر خدا
بخواهد ، ابزار مادي در درمان او ، موثر خواهند بود و با اين اميدواري
، “ اميد به بهبودي ” را در مؤثرين شكل خود ، به كار مي اندازد و از آن
در پيشرفت درمانهاي پزشكي مربوط به بيماري خود ، بهره مي برد . البته
از ابعاد ديگري نيز مي توان ، از تاثير نماز بر پيشرفت درمانها ، سخن
گفت .
امروزه به اثبات رسيده است كه يك عامل مهم در عدم پيشرفت درمانهاي
دارويي و اشكال در كنترل بيماريها ، ( مثلا كنترل بيماريهاي تيروئيد )
همكاري ضعيف بيمار ، در طي درمان است .(3)
يكي از جنبه هاي مهم اين همكاري ضعيف مي تواند به شكل نامنظم مصرف كردن
داروها ، باشد ، كه چه بسا بر اثر فراموشكاري بيماران يا در خواب بودن
آنها در زمان مصرف دارو ، اتفاق مي افتد . اما شخص نمازگزار از آنجا كه
خود را ملزم به انجام فرايض واجب يوميه به شكل كاملا “ منظم مي بيند ،
از امكان تطبيق دادن زمان مصرف داروهاي خود ، با زمان
نماز برخوردار است كه اين امر به نوبه خود مي تواند در پيشرفت درمانهاي
دارويي موثر باشد .
اما زماني كه به اين نكته اشاره مي نمودم ، باز هم خاطره اي از همان
مادر بزرگ خدا بيامرز و همان بي بي با صفاي گوغري ، كه در اين مقاله به
او اشاره شد ، بي اختيار به خاطرم آمد و آن اين كه او هميشه ، پاكت
داروهاي خود را در كنار سجاده نماز خود مي گذاشت ، تا هيچوقت ،خوردن
داروهاي خود را فراموش نكند . و آن بي بي پر خاطره و گمنام ، كه چند
سالي است ، روي در نقاب خاك كشيده است ، مانند بسياري از بي بي ها و
باشوهاي (4) ديگر آب و خاك كرمان ، پيوسته در حال ذكر خدا بود و با
همان استنباطات ساده اي كه از مذهب داشت ، هرگز نماز خود را ترك نمي
كرد و شايد از بركت همين نماز بود كه قريب به 90 سال عمر پربركت ، از
خدا گرفت و در طول مدت اين 90 سال شايد دردناكترين بيماريش همان درد پا
و زانويي بود ، كه شرح آن گذشت .
آري ! زندگي با نماز ، زندگي اي ست سرشار از بركت و سلامتي و طول عمر .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. روانپزشكي لينفورد ـ ريس ، مقاله روان درماني ، ترجمه دكتر احمد
محيط صفحه 388
2. روانپزشكي لينفورد ـ ريس ، مقاله روان درماني ، ترجمه دكتر احمد
محيط صفحه 388
3.طب داخلي واشنگتن ـ ترجمه فارسي 494
4.“ بي بي ” و “ باشو ” ( بائو ) در خانواده هاي سنتي و روستايي كرمان
، به جاي مادر بزرگ و پدر برگ بكار مي رود .
|