زندگی...در صدف خويش گوهر ساختن است
در دل شعله رفتن و...نگداختن است
راه مردان خدا زندگيه راحت نيست
بلکه خود سازی و ،کس سازی و ،ساختن است
به هر طريقی که دوست داری...و به هر زبانی که مي خوای با خدا صحبت کن...خدا همه ي
زبان ها رو ميداند به ويژه زبان سکوت را . زبان قلب را . اين زبان..... زبان عشق
است
در تمامه طول زندگيم
هيچ کس خلوته تنهائيم را حس نکرد
آن که سامان غزل هايم از اوست
بی سرو سامانيم را حس نکرد
به جاي دسته گلی که فردا بر قبرم نثار ميکنی، امروز با شاخه گلی کوچک، يادم
کن.............به جای سيل اشکی که فردا بر مزارم ميريزی، امروز با تبسمی، شدم
کن...........به جای آن متن هايه تسليت گونه که فردا در روزنامه ها برايم مينويسی ،
امروز با پيامه کوچکی، خوشحالم کن.............من،امروز به تو نياز دارم، نه فردا
اون از من پرسيد...به خاطره کی زنده هستيی؟...با اينکه دوست داشتم با تمامه وجود
داد بزنم..."بخاطره تو..."... بهش گفتم..."به خاطره هيچی".با يه بقز بهش نگاه کردمو
گفتم..."تو به خاطره چی زنده هستيی؟..."... در حالی که اشک تو چشمش جم شده بود
گفت..."به خاطره کسی که به خاطره هيچ کس و هيچ چيز زندست"
...به هر کس مي گويم..شيشه قلب دارد...باور نمي کند...اما من به چشمه خود
ديدم...وقتی در يک روزه مه گرفته بر رويش...نوشتم.."من تنهايم".. برايم گريست.
آينه را با آينه بشکن تا نابود شود...ترس را با وحشت دور کن تا بگريزد...غم را از
غم به هراسان تا محو شود...اشک را با اشک بشوی تا خنده شود...سبزی را با سرخی رنگ
بزن تا قنچه شود...دل را به دريا بسپار تا آب شود...قلب پاکت را به معشوق بسپار تا
عشق بشود...زندگی را ساده بنگر تا ماندن ساده شود
بی تو اونلاين شبی باز از اون روم گذشتم، همه تن چشم شدم دنباله آيديه تو گشتم، شوق
ديداره تو لبريز شد از کيسه وجودم، شدم اون يوزر ديونه که بودم، يادم آمد که بگفتی
از اين عشق هزر کن، لحظی چند بر اين روم نظر کن، چت اينيه عاشقه گزران است، تو که
امروز نگاهت به ايميلی نگران است
از دسته...ديده و دل...هردو فرياد...که هرچه ديده بيند...دل کند ياد
تو بزرگ مثل اون شب که خدا ستارها شو گرده هم نشانده بود.تو قشنگ مثل اون باق سپيد
گل هايه ياس خاکشو پوشونده بود.تو با من قهري و از تويه چشت عطره جون بخش وفاداره
مياد.اما اين رو بدون تو از عروسکي که پدرم وقتی دو سالم بود واسم خريد...يا از اون
چادری که مامانم اون زمون تا ساقه پام واسم برده بود...واسه من عزيزتري حتي از کيفه
کلاسه اولم
از عشق الهام بگيريم ،امّا با حقيقت زندگی کنيم، اين تنها راه آرامش ماست... !
"کاش يارب آشنائيها نبود
يا بدنبالش جدائيها نبود
يا که او با من نمي شد آشنا
يا که من از او نمي گشتم جدا"
کاش در دنيا 3 چيز وجود نداشت.1_غرور.2_عشق.3_دروغ.اون وقت کسی از رويه غرور برايه
عشق دروغ نمي گفت.
1_از کودکی پرسيدند عشق يعنی چه گفت: بازی.2_از نوجوونی پرسيدند عشق يعنی چه گفت:
رفيق بازی.3_از جوانی پرسيدند عشق يعنی چه گفت: يعنی پول.4_از پيری پرسيدند عشق
يعنی چه گفت: يعنی عمر.5_از عاشقی پرسيدند عشق يعنی چه آهی کشيد و جوابی نداد.
همه آدمها با هم برابرند ، اما پولدارها محترم ترند . همه آدمها برابرند اما دکترها
پر ترفدارترند . همه آدمها برابرند اما بچه ها واجب ترند . همه آدمها برابرند اما
خانمها مقدم ترند . همه آدمها برابرند اما سياه ها بدبخت ترند و سفيدها برترند
...... البته تبعظی در بين نيست . در کل همه آدمها با هم مساوي اند و بعضي ها مساوی
ترند !!!!